خانه  Ghaffar Davarpanah Ghaffar Davarpanah

Irannam

ارسال پیام
فهرست الفبایی
 

برج آزادی

دفتر مهندس شریفی

موزه میدان آزادی

غفار داورپناه

 

غفار داورپناه ازپیش کسوتان صنعت سنگ بری ایران درسال 1308درسده اصفهان متولد شد. پدرش دهقان زاد ه ای  بود که درجوانی به شغل نظامی گری پیوست ولی پس ازده سال استعفا نموده وبه شغل سنگ تراشی روی آورد و درراه آهن سرتاسری به  استادکاری قابل تبدیل شد .با شروع جنگ جهانی دوم که گرانی خانمانسوزی گریبان ملت ایران را گرفت،  غفار که کودکی  بیش نبود درسال  1319به دنبال پدر به شهر اصفهان  رفت وجهت کمک درهزینه های سنگین زندگی به پادوئی  سنگ تراشی  مشغول شد. درسن 14سالگی همراه پدر به    تهران آمد  درآن مقطع کمی هم کار آموخته بود ومی توانست سنگ بتراشد . درسال  1327 باسرمایه  300 تومان که پس انداز کرده بود، یک کارگاه کوچک سنگ تراشی درست کرد وشروع به کارنمود. یکی ازروزهائی که سرمایه اش تمام شده بود ودیگر سنگی برای تراشیدن نداشت پشت سنگهاخوابش برده بود که شخصی اورا ازخواب بیدار کرد وگفت ما یک کار سنگی داریم بیا برویم و ببین که آیا میتوانی کار را انجام بدهی؟  باهم به ولنجک رفتند. مهندس سرداری دستور سنگهارا داده وازغفار خواست یک نمونه ای از آن درست کند .مهندس سرداری تحصیل کرده فرانسه بود وخوش ذوق ،سرشناس، نمونه غفار مورد پسند مهندس سرداری قرار گرفت و کاررابه وی محول کردند. این باعث شد که مهندس سرداری به وی اعتماد کرده ساختمانهای زیادی را با ایشان انجام دهد وکارهای سنگی مختلفی به غفار محول  کند. غفارمعتقد است که هرروز چیزهای تازه ای ازمهندس سرداری می آموخت. مهندس سرداری انسانی شریف وآموزنده بود و اززرنگی وفراگیری غفار خوشش می آمد. پشتیبانی و مساعدت او ازعوامل مهم پیشرفت غفار گردید
 
این پیشرفت ها ی کاری وتخصصی پابه پای رشد فکری وباروری 
او درزمینه های اجتماعی نیز بود .اونوجوانی بود که ازجامعه سنتی سده اصفهان به تهرانی امده بود که شاید یکی ازپربارترین دوران تاریخی خودراطی می کرد. دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق که امکان آزادی های تجربه ناشده رابه ارمغان آورده بود وبانی تحول فکری و سیاسی درجامعه ایران شده بود .غفار هم به همراه دیگران ازآن تحولات بهره گرفت  .اوهمواره ازپیش کسوتانی که این راه رابااومی پیمودند بااحترام وشیفتگی فراوان یادمی کند .ازجمله این افراد مرتضی کیوان بوده که درمسافرتی که غفار بااوهمراه بود ازانسانیت وآموزه های اخلاقی اوبسیار بهره برد  ودرتکامل شخصیت اونقش بزرگی راایفا نمود
 
Azadi tower

در سال 33 با پروین دبیری ازدواج می کند که با عشق، بنیاد یک زناشویی پایدار و آرام را بنا می نهد. پروینی که بزرگ شده یک خانواده  تحصیل کرده شهری است و تحت قیمومیت برادرش در تهران زندگی می کند. مهندس دبیری با خواستگاری مواجه می شود که از لحاظ موقیعت اجتماعی و مالی هم تراز خانواده  او نیست. ولی رفتار این جوان را که به تنهایی برای خواستگاری آمده  و با صداقت کامل از وضعیت مالی و کاری خود صحبت می کند، او را تحت تاثیر قرار می دهد و با این وصلت موافقت می نماید

در سال 33 کار با دفتر مهندس سیحون را آغاز می کند و با معماران تحصیل کرده شروع به کار می کند و  دامنه تخصص خود را گسترش می دهد

در طی همین سال ها با قنبر رحیمی ، که به سلطان سنگ ایران مشهور است ، آشنا می شود که بعدها  با او پروژه برج آزادی (شهیاد) را بانجام می رساند . اگر چه قنبر رحیمی بزرگترین نام در اکتشاف و باروری از معادن سنگ ایران است ، غفار داورپناه پدر تکنولوژی نوین سنگبری به شمار می آید .

در سال 1337 کارخانه سنگبری پکا را را با آقای خوئی و شرکاء تاسیس می نماید که البته همین کارخانه بعدها با تغییر نام به سنگبری فاپکا، تبدیل به یکی از قطب های مهم از نظر معرفی تکنولوژی نوین در صنعت سنگ ایران شده این صنعت را در ایران به مرحله ای رساند که سنگ فرآوری شده هم به خارج از مرزها صادر گردد .

در سال 1342 کارخانه سنگبری خارا راه اندازی شد که از نظر غفار بسیار مهم بود زیرا این کارخانه متعلق به خود او بود و بسیاری از معماران نامدار ایران با او کار می کردند  . به غیر از کار تخت جمشید به کار گیری سنگ در معماری ایران تا دوره سلطنت رضا شاه بسیار محدود بود ، این صنعت جوان از دهه 50 با ورود پول نفت ، رونق بیشتری یافت.  در اوایل دهه 50 غفار داور پناه به دنبال بدعت گذاری در صنعت سنگ ، سنگ گرانیت را به بازار ایران عرضه کرد . نخست در سنگبری پردا و بعد در سنگبری ساخا، او اولین کسی بود که در ایران گرانیت را برش داد . از کارهای این دوره می توان موزه میدان آزادی ، دفتر مهندس شریفی در خیابان فلسطین (کاخ) ، ساختمان وزارت کشور و غیره را نام برد .

این فعالیت های موفقیت آمیز صنعتی ، به طور طبیعی شکوفائی اقتصادی را نیز به همراه داشت . او در این دوره خانه ای شخصی برای سکونت خانواده خود ساخت ، که به نقل از معماران زبر دست ایران ، یکی از شاهکاران کار سنگ در این دوران است .

این شکوفائی اقتصادی که در بسیاری از موارد موجب از خود بیگانگی و غرقه شدن در تجملات و تشریفات زاید می شود ، تنوانست روحیه انسان دوستی را در او خاموش کند . او همیشه در همیاری های فکری و اقتصادی به همنوعان و سازمان های خیریه و اجتماعی پیشقدم بود . در واقع در جوامعی همانند جامعه ایران که فاصله مابین فقیر و غنی ، بسیار زیاد است نقش افراد خیر بیشتر جلوه گر می شود . و با اطمینان می توان گفت ، که این نقش برجسته ترین و شناخته شده ترین جنبه شخصیتی این انسان فرهیخته است .