|
مانی
|
مانی به سال 216 میلادی در بابل، در یک خانواده
شهریاری اشکانی تبار چشم به جهان گشود ودر سال 274
میلادی به فرمان بهرام اول، پادشاه ساسانی، به قتل
رسید. پدرش پاتیک یا پاپک که از همدانیان ایرانی
نژاد بود به بابل مهاجرت کرد و به سلک پیروان فرقه
ای مذهبی به نام مغتسله درآمد. مانی نیز دوران
کودکی و نوجوانی خود را در میان این فرقه گذراند،
ولی در بیست و چهارسالگی آن فرقه را تکفیر کرد.
او بنیانگذار آئین مانوی است، کیشی که بیش از هزار
سال در خاورمیانه، آسیای میانه، چین غربی، ترکستان
شمالی، ایران، آسیای صغیر، شام، روم و اروپا به
اشکال گوناگون رواج داشت. تعالیم مانی از آئین
میترا، زردشت، عیسی مسیح و بودا سرچشمه می گیرد.
جنبه مسیحی پیام او برای غرب و جنبه بودایی اش
برای شرق بود. میان این دو حوزه دعوت امپراتوری
ایران قرار داشت که برای آن، بخش زردشتی نظام او
تهیه شده بود. عقاید نصارا تاثیری بسیار عمیق در
آئین مانی داشته و عباراتی از انجیل در کتب او
دیده می شده است و عیسی مسیح در کیش مانی از اهمیت
زیادی برخوردار است، ولی عیسای مانویان، آن عیسی
مسیح نیست که در یهودیه به صلیب کشیده شد. درباره
مسیح، مانی نظر خاصی دارد و می گوید مسیح حقیقی
روح محض بود و جسم نداشت و شخصی مصلوب به نام
مسیح، یکی از مخالفین او بوده است. مانی در نظر
داشت دینی جهانگیر عرضه کند و بر این سان کیش خود
را با عقاید و سنت های ملل گوناگون وفق داداه بود. |
مانی طبق روایات ، اول بار در دوازده سالگی از
فرشته ای به نام توم یا «همزاد» ایزدی خود
الهام گرفت. دومین مکاشفه در بیست و چهار سالگی به
او رسید و پس از بازگشت از سفر هندوستان از سوی
شاپور اول شاهنشاه ساسانی اجازه یافت که به نشر و
ترویج آئین خود در سراسر خاک ایران بپردازد. او
برای تبلیغ بسیار سفر کرد و به فارس، بلوچستان،
ارمنستان، تبت و فلسطین رفت. در مرو و خراسان
پیروان بسیار یافت، تا بدانجا که قرن ها بعد، یعنی
در سال 763 میلادی سران او یغور در چین که از
قبایل ترک نژاد منطقه قراخواجه بودند، کیش مانی را
آئین رسمی سرزمین خود کردند. مانویت ابتدا در
بابل و ایران گسترش چشمگیری یافت، ولی به سبب
مخالفت شدید موبدان زردشتی، در ایران کمابیش در
پرده ماند. پس از قتل مانی، موبدان به تدوین و
تفسیر دوباره اوستا همت گماشتند. اگرچه جاه طلبی و
تفرعن مانع از آن شد که دین زردتشت را چنان که هست
به مردم بشناسانند. به هر حال، آیین مانوی با
بازگو کردن ضعف ها و مسائل جامعه طیقاتی عهد
ساسانی، شکافی را در بطن جامعه آریایی ایجاد کرد
که زمینه را برای کاهش تدریجی اقتدار حکومت و
سرانجام غلبه اعراب مسلمان بر ایران مساعد ساخت. |

|
مانی شش کتاب نوشته است که پنج تای آنها به زبان
آرامی و ششمی به زبان فارسی پهلوی است و
شاهپورگان نام دارد. ارژنگ که تصاویری زیبا
داشته و مانی آن را برای بیسوادان تهیه کرده بود،
از فرزندان تاریکی چهره ای دهشتناک و از فرزندان
روشنایی سیمایی زیبا ترسیم کرده است تا بدین سان
توجه را به زیبایی و پاکی جلب کند.
پیشرفت
مانویت در قرن های سوم تا پانزدهم میلادی در روم
غربی و شرقی و اروپا در خور توجه است و در قرون
چهارم و پنجم به اوج شکوفایی خود رسید. سنت
آگستین که از متکلمان مسیحی غرب بشمار می رود، قبل
از گرویدن به مسیحیت از پیروان مانی بوده، ولی در
اوایل قرن پنجم امپراتوری های روم غربی و شرقی کیش
وی را خطرناک و کفرآلود دانسته و میارزه شدیدی را
با آن آغاز کردند، به طوری که از اواسط قرن پنجم
به بعد در کمتر جایی از این دو خطه اثری از مانویت
یافت می شد. در اروپا نیز کلیسای کاتولیک بسیاری
از پیروان مانی و مهرپرستان را بویژه در
جنوب فرانسه از بین برد و در قرن 11 میلادی، پاپ
بر ضد مانویان فرانسه اغلام جهاد کرد.
همچنین در چین، پس از حمله چنگیزخان، مغولان
مانویت را خطری جدی برای اساس حکومت خود دیدند و
بدین سبب این کیش و پیروانش را از بیخ و بن
برانداختند. |
پس از قتل مانی، پیروانش در ایران به ماوراءالنهر
کوچ کردند ولی بعد از سقوط سلسله ساسانی، به ایران
بازگشتند و در شهرهای مختلف پراکنده شدند. در زمان
امویان که دوران پرآشوب و اندوهناکی از
تاریخ ایران به شمار می آید، بسیاری از مانویان به
خراسان کوچ کردند و در خفا به فعالیت گسترده ای
دست زدند، اما رفته رفته این آئین در ایران از
میان رفت و در قرون وسطی مانی تنها به عنوان نقاشی
چیره دست شهرت پیدا نمود.
مانویت بر
دوگانگی مطلق میان ماده و روح استوار است. این
دوگانه پرستی هم مادی است و هم معنوی. روح نیکوست
و سرچشمه اش قلمرو جاودانی روشنایی است. ماده و
کارکردهای مادی، برابرش هستند و رستگاری هنگامی به
ثمر می رسد که انسان بر این حالت آمیختگی آگاه می
شود. به اعتقاد مانی در عالم روشنایی فقط خرد،
پاکی و صلح وجود دارد و در عالم تاریکی همه چیز
حاکی از زشتی، ناپاکی و پلیدی است. در نظر مانی
کره زمین آمیخته از دو عنصر نیکی و بدی است و
انسان، حیوان و نبات حاصل اختلاط این دو عنصرند.
مانی معتقد است که انسان از پروردگار پدید آمده
است و خداوند می کوشد که انسان را، که نیمی از خود
اوست، نجات دهد. جهل همچون غبار وجود آدمی را در
قر گرفته است و هرگاه که این غبار از میان برود
انسان به اصل خود که روشنایی مطلق ، یعنی پروردگار
است باز می گردد و به عالم ملکوت می رود.
انسان آنقدر به این جهان و به این زندگی آمیخته از
روشنیی و تاریکی بر می گردد تا ظلمت از وجودش پاک
گشته و نور مطلق شود. بازگشت به این جهان کیفر
گناهکاران است، زیرا رنج و عذاب زندگی به حدی است
که ناپاکی های وجود را از میان می برد و در حقیقت،
این برای نجات نور است که زندگی با ماده آمیخته می
شود. دوری از گناه و لذت های دنیوی یعنی
شهوت، تملک، تولید مثل، قتل، دروغگویی، گوشتخواری
و آشامیدن شراب، انسان را به سوی روشنایی و
رستگاری هدایت می کند. این تکالیف فقط به
برگزیدگان (والاها) اختصاص داشت، آن هایی که یکسره
به بهشت می روند و روشنایی خالص می شوند. در
مقابل، دسته دیگری به نام نیوشکان وجود دارد که از
آزادی عمل بیشتری برخوردارند ولی از دوباره آمدن
به دنیامعاف نیستند.

منابع:
معلوف، امین. باغهای روشنایی. ترجمه میترا
معصومی. تهران: نشر گفتار، 1374.
مقدمه مترجم. |
|