او خود می گوید :
«عکاسی از این مجموعهها (بحرانهای اجتماعی و
بحرانهای طبیعی) موجب آگاهی و نشان دادن میشود و
از یک واقعه تعریفی ارائه میدهد و فضا را برای
تحلیل، گفتگو و تصمیم گیری باز میکند. یکی از این
زیرشاخههای مستند اجتماعی عکاسی از انسانهاست که
میتواند در حوزه مردم شناسی قرار گیرد که ما این
را به عنوان انسان شناسی تصویری میشناسیم و یکی
از زیر شاخههای پردازش تصویری به انسانها
میتواند باورها، اعتقادات و مراسم آیینی و آداب و
رسوم آنها باشد. در این زمان ما میتوانیم از
آدمها، چهرهها، پوشاک و به نوعی رفتارشان نسبت
به آن آیین عکس تهیه نمائیم.
اگر فردی به عنوان عکاس بخواهد وارد فضای
عشایری شود باید سلسله مراتب ، نظام خویشاوندی و
روابط بین افراد را بر اساس پایه و منزلت اجتماعی
آنها بداند ، در غیر این صورت نمی تواند عکاس
موفقی که تصاویر متفاوتی را خلق می کند ، باشد.
عکاسی از عشایر به دو صورت انجام می شود،
زمانی فضاهای عشیره ای بهانه ای برای عکاسی می شود
و عکاس در این حالت فقط به دنبال سوژه ای است که
بدون شناخت ترکیب هایی زیبا برای عکاسی به دست
آورد.
زمانی که یک عکاس به دنبال یک مستند
اجتماعی هدفمند است و می خواهد یک کار آگاهانه
ارائه دهد باید به دنبال تعاریف عشایری در علوم
اجتماعی برود تا شناخت صحیح و آگاهانه ای از فضایی
که در آن عکاسی می کند به دست آورد.»
|