مشکین فام در 1358، گالری-
آموزشگاه
رامبراند (سپس با نام هنرهای معاصر)
را راه اندازی کرد. از همین زمان به طور جدی
در کنار عکاسی از طبیعت، عکاسی از چهره
هنرمندان فارس و بعد هنرمندان و نام آوران
ایرانی را آغاز کرد. روش کار او در ضبط این
چهرهها، معمولاً بدون تحمیل هر نوع پُز یا
حالت از قبل تنظیم شدهای است و بیشتر در حین
گفت وگو با شخص، به ثبت حالتی از رفتار عادی
آنها اقدام میکند. گاهی هم او به طور زنده به
طراحی از چهره این اشخاص میپردازد.
نقاشی
از منظره بیشترین فعالیت نقاشانه وی در
سالهای 60 است. روش کارش در این زمان استفاده
از تلاشهاش نسبتاً درخشان و منظم رنگ و با
کمک مدیومهایی نظیر آبرنگ یا رنگ روغن است.
به تدریج این روش لکه گذاری رنگ، رفتاری
آزاد و تا حدی درهم پیدا میکند. در طول
سالهای 70، به رغم این که این روش را
همچنان دنبال میکند، تجربههای تازه و
شکل گیری شیوههای دیگری را نیز در کارهای
او شاهدیم. وی مجموعه ای از آبرنگهای خود
را با عنوان «شیراز من»
به چاپ رساند. جواد مجابی در مقدمه این
مجموعه مینویسد: «چشم اندازها در این
شیوه، فضایی شعرواره و موسیقی آسا
مییابند. و ترسیمات تا حد تجربه نور و
رنگ اشیای این جهان اوج میگیرند. مناظر و
چشم اندازهای شهری، که حسن مشکین فام
بدانها پرداخته است، خاصه برای شهروندان
شیرازی پربار از نوُستالژی و خاطرات کهن
جمعی است که آشنایان، زیبایی یگانه و
نادری در آن مییابند. مشکین فام طیف
ارزشهای رنگی را در طبیعت و در جعبه رنگ
خود میشناسد و به خوبی هماهنگ میکند و
آزادانه و بی تردید رنگ میگذارد.»
از اوایل سالهای 70، فضاهایی گاه
سمبولیستی و گاه سوررئالیستی در کارهای وی
شکل میگیرد. در این حالت دیگر از تاشهای
رنگی کمتر خبری است و اشیا و فضا نمودی
واقع نمایانه و همچنین شاعرانه ای
مییابند.
مشکین فام در ادامه متأثر از اشعار
نیما یوشیج نقاشیهای تازه ای را
آغاز میکند. این مجموعه در 1375، با عنوان
«نیما به روایت مشکین فام»،
در یک آلبوم به چاپ رسید.
مشکین فام، بعد
از این و همچنان کمابیش، نقاشی را دنبال
میکند. ولی حضور او در عرصههای مختلف
فرصتهای او را برای ادامه تجربه کمتر کر.
عرصههای متنوعی چون آموزش، برگزاری
نمایشگاههای متعدد، ادامه عکاسی از چهرههای
فرهنگی معاصر، تهیه آرشیو از فیلمهای مستند،
که از گفت وگو با برخی از هنرمندان و صاحب
نظران داشته است. همچنین تهیة آرشیوی از وقایع
رخ داده در حیطة هنر در شیراز، حفظ و گسترش
ارتباطات خود با هنرمندان از جمله نقاشان
مهاجر شیرازی (حسام ابریشمی، مهرزاد نژند،
خلیل توللی، جمشید کریمی، شهرام کریمی، ...)
یا هنرمندانی که به شیراز سفر میکنند، و مهم
تر از همه راه اندازی موزه ای خصوصی که در بر
گیرندة بخشی از فرهنگ تجسمیمعاصر شیراز است.