خانه  Mohammad Taghi Bahar - Malekolshoara Mohammad Taghi Bahar - Malekolshoara irannam
ارسال پیام
فهرست الفبایی
مجموعه آثار
چهار خطابه 1305
یادگار زریران 1312
احوال فردوسی 1313
زندگانی مانی 1313
دستور پنج استاد 1329
شعر در ایران 1333
تاریخ تطور شعر فارسی 1334
دیوان اشعار 1335ـ به کوشش محمد ملک زاده
تاریخ مختصر احزاب سیاسی 1357
دیوان اشعار 1365 ـ  مهرداد بهار
دیوان اشعار 1380 ـ چهرزاد بهار

تصحیحات
تاریخ یستان 1314
رساله نفس 1316
مجمع التواریخ و القصص 1318
منتخب جوامع الحکایات و لوامع الروایات 1324   
تاریخ بلعمی 1341
شاهنامه فردوسی 1380

رمان
نیرنگ سیاه یا کنیزان سفید ـ  روزنامه ایران، 1297

نمایشنامه
تربیت نا اهل ـ نشریه فرهنگ خراسان ـ 1337

ترجمه
ترجمه چند متن پهلوی 1347
قطف الزهور فی تاریخ الدهور 1358

تعداد بیشماری مقاله در روزنامه ها و نشریات

ملک الشعرای بهار

 

محمد تقی بهار، آخرین استاد بزرگ شعر کهن فارسی در سبک خراسانی، در سال 1265 در مشهد به دنیا آمد. پدرش محمد کاظم صبوری، ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود . پس از مرگ پدرش مظفرالدین شاه لقب ملک الشعرا را به محمد تقی اعطا کرد. از 14 سالگی به سرودن شعر پرداخت .
از بیست سالگی در شهر زادگاهش فکر و قلم خود را در خدمت حقوق طبیعی و انسانی هموطنانش، ستایش آزادی های اجتماعی، دموکراسی و تجلیل مفهوم «میهن» قرار می دهد. نوشاعری است بالنسبه مجهز، فارسی و عربی و فقه و علوم قدیمه را در حد امکان آموخته و ترجمه ادبیات خارجی را با دقت مطالعه می کند. آگاهی از اخبار جهان، برخورد نیروهای استعماری و ضد استعماری در شرق، از جمله مشغولیات ذهنی اوست. بر خود فرض می داند که در اشعار و مقالاتش مردم را از خواب قرون برانگیزاند و اخلاقی را تبلیغ می کند که پایه ای آن بر عنااصر ملیت ایرانی، از جمله تاریخ و مذهب، استوار است. البته این شناخت در بسیاری از روشنفکران هم عصر بهار پدید آمده بود. بهار در مبارزات مطبوعاتی و حزبی درگیر می شود، وکیل مجلس شورای ملی می شود و برای ادامه مبارزه به تهران می آید. کودتای سید ضیاءالدین و بعد قدرت جویی روزافزون رضا خان سردار سپه، با اندیشه ها و مرام شاعر به مقابله برمی خیزد. آن حکومت نیرومند، که پدید آمدنش آرمان بهار بود، گرچه دست به اصلاحات می زند، اما دشمن آزادی است. بدین گونه شاعری که می سرود: «یا مرگ یا تجدد و اصلاح \ راهی جز این دو پیش وطن نیست»، یادآور می شود که «ای آزادی ای خجسته زادی\ از وصل تو روی برنگردانم». بی آن که اصلاحات را ( جز در مودر راه آهن ) انکار کند، به مبارزه با قدرت طلبی دیکتاتور منشانه سردار سپه، خواه در لوای جمهوریخواهی و خواه در خط تغییر سلطنت، بر می خیزد. می خواهند شلعر را ترور کنند، خوشبختانه جان سالم بدر می برد (1303) و چون تغییر سلطنت انجام گرفت (1304) برای زنده ماندن پادشاه جدید را مدح می گوید (چهار خطابه).
از سال 1305 به بعد، رضا شاه همپای انجام تغییرات کمر به محو بنیادهای مشروطیت می بندد. آزادی بیان و قلم و تشکیل اجتماعات و احزاب به تدریج از بین می رود. شاعر در زندگی ادبی اش رقتاری دوگانه در پیش می گیرد، شعرهایی می سراید ظاهرا بی طرف، که در آن خرده گیری ها زیر لایه ای از طنز یا فلسفه بافی پنهان شده و شعرهایی می سازد پنهانی، که در آن به طور صریح از شاه و دستگاه حکومت انتقاد کرده است. در فاصله سال های 1305 تا 1308، که بهار برای نختین بار به زندان رضاشاه می افتد، اگر در آثار او دقیق شویم اصلاحات سیاسی چپ در مبارزه علیه سرمایه داری، ارتجاع و فاشیزم حاکم، حاکی از آن است که بهار با اقشار مختلف مخالفان حکومت، از جمله چپ ها، رابطه داشته است. در مردادماه 1308، در زندانی که یک ماه به طول می انجامد، طبع بهار شکوفایی شگرفی آغاز می کند، که دست کم پنج سال دادمه دارد. در تمامی شعرهای این دوران می بینیم که روح شاعر تسلیم نشده و منش والای خود را از نداده است. Mohammad Taghi Bahar - Malekolshoara
در نوروز 1312، که بهار برای دومین بار به زندان می افتد، شعرهای او همچنان نمایشگر روح خشمگین و انتقادی است. اما این زندان جدی تر است. حکومت در موضعی است که می خواهد تکلیف این مخالف زیرک را، که معروف ترین شاعر روزگار است، یکسره کند. پنج ماه زندان در تهران و هشت ماه تبعید در اصفهان، انگیزه بوجود آمدن برخی از بهترین آثار بهار شده است. در این آثار همان همان دوگانگی به چشم می خورد. برخی برای انتشار نوشته شده است و بخشی که لابد نسخه های خطی آن در بین هواداران دست به دست می گشته است، عقیده واقعی شاعر را علیه حکومت و شاه نشان می دهد.  سرانجام مدیحه مفصل بهار برای پهلوی، به نام «وارث تهمدث و جم»، اچازه آزادی او و بازگشتش از تبعید اصفهان به خانه اش در تهران را به دست می آورد. نکته مهم این است که پس از طی این دوره زندان و تبعید، دیگر در میراث ادبی بهار، آن شعرهای پنهانی به چشم نمی خورد. او انتخاب دشواری می کند: حال که مجبور است اگر شعر می نویسد عقاید سیاسی خود را پنهان کند و به میل حاکم بنویسد، پس شاعری را کنار می گذارد تا حرمت کلام را نگه داشته باشد و یکسره به کار تحقیق در متون قدیم یا تدریس در دانشگاه می پردازد.
پس از شهریور 1320، گرچه قلم بهار آزاد شده است ولی آن سکوت اجباری درازآهنگ روح او را فرسوده است، به خصوص که اندکی بعد، در حمایت از سیاست مرشد فکریش قوام السلطنه، پست های دولتی می پذیرد و مسئولیت مرد سیاسی ناچار بر جهش های ذهنی مرد ادب مهار می زند. عملکرد سیاسی بهار تا تصدی وزارت فرهنگ در کابینه قوام (1324) ادامه دارد. هنگامی که قوام بنا بر مصلحت سیاسی ، با پیشه وری قرارداد امضا می کند، بهار آن را به معنای قبول تجزیه آذربایجان از ایران می شناسد و از وزارت استعفا می دهد. اندکی پس از خروج بهر از کابینه، بیماری سل در او وخامت می گیرد. در سال 1326 برای معالجه به سوئیس سفر می کند.در سال 1328 به ایران باز می گردد و به یاد مبارزات سیاسی عهد جوانی، به طور ضمنی از چپ ها هواداری می کند، یعنی ریاست جمعیت هواداران صلح را می پذیرد.  آخرین اثر بلندآوازه بهار قصیده «جغد جنگ» است، که در ستایش صلح صروده، اما در همان قصیده نیر چیزی نگفته که با ارزش های همیشگی اش یعنی وطن پرستی و آزادیخواهی متنافر باشد.
بهار به همراه چهار تن (معروف به پنج استاد)  از دیگر پژوهشگران و استادان زبان ، دستور زبان فارسی را  تالیف کرد.
بهار در اول اردیبهشت 1330 بدورد حیات گفت.

منابع:

سپانلو، محمد علی. شهر شعر بهار. تهران: انتشارات علمی، 1374.