خانه  Iraj Mirza Iraj Mirza irannam
ارسال پیام
فهرست الفبایی
مجموعه آثار
دیوان اشعار

مثنوی زهره و منوچهر (ناتمام)

عارف نامه

ادبیات ایرج

ایرج میرزا

 

ایرج میرزا جمال الممالک، پسر غلامحسین میرزا صدرالشعرا، پسر ملک ایرج میرزا، پسر فتحعلی شاه قاجار، دراوایل رمضان سال 1291 ه. ق.  در تبریز به دنیا آمد. پدر و جد او هر دو شعرای متوسطی بودند و ایرج طبع شعر را از آن ها به ارث برد و فارسی و عربی و فرانسه را در تبریز آموخت. شانزده ساله بود که ازدواج کرد و سه سال بعد همسر و پدرش درگذشتند و اداره امور خانواده به گردن او افتاد و ناچار به خدمات درباری و دولتی روی آورد.
ایرج از همان ابتدای جوانی که هنوز پدرش زنده بود، شعر می گفت و مورد تشویق و عنایت مخصوص حسنعلی خان امیر نظام بود و او به گفته خود، ایرج را مانند فرزندش دوست می داشت.
ایرج در هنگام مرگ پدر قدم به نوزدهمین سال عمر گذاشته بود، که از طرف ولیعهد مظفرالدین میرزا سرودن و خواندن قصاید سلام و اعیاد به او واگذار گردید. میرزا علی خان امین الدوله سینکی  در پیشکاری آذربایجان، ایرج را منشی مخصوص خود قرار داد. کارهای دیوانی او سال ها دوام یافت. در زمان ولیعهدی مظفرالدین میرزا، قصیده ای در مدح میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم سرود و مقرر شد که ماهی ده تومان از درآمد دولت به او بدهند. چندی به خدمت گمرک که زیر نظر مستشاران بلژیکی اداره می شد مشغول بود، ولی در این ماموریت ها دیری نپائید و به علت اختلاف نظری که با مامورین بلژیک پیدا کرد، از خدمت گمرک کناره گرفت و به تهران آمد. ورود ایرج به تهران مقارن با سال های پرشور انقلاب مشروطه ایران بود. Iraj Mirza
ایرج در سال 1324 ه. ق. که صنیع الدوله، کارگردان مهم مجلس اول و وزیر مالیه ایران بود و در سال 1326 مه مهدیقلی خان مخبرالسلطنه فرمانروای آذربایجان بود، چندی به مشاغل دیوانی مشغول بود. در دوره سردار ظفر بختیاری و سردار جنگ به معاونت حکومت اصفهان منصوب شد، ولی چون اهل رشوه گیری و داد و ستد نبود با مخدومان خود نساخت و پس از مدتی کوتاه به تهران آمد. مدت اقامت و ماموریت ایرج در خراسان از سال 1337 تا 1342 ه. ق. ادامه یافت. این دوره بارورترین دوران فعالیت ادبی اوست. ایرج در تهران با استقبال آزادیخواهان و بانوان ترقی خواه مواجه شد و به مناسبت اشعاری که در پیرامون آزادی زنان سروده بود، بانوان با هدایایی چند به استقبال او شتافتند.  این مراسم در شرایط آن روز بسیار معنی دار بود. ریاست نمایندگان مدارس دخترانه با خانم دره المعالی و خانم ندیم المک بود. ایرج در مقام قدردانی قطعه ای سرود و آنان را "پاره کنندگان پرده جهل از رخ بنات" نامید.
در سال 1334 ه. ق. فرزند ارشدش جعفرقلی خان میرزا به علت نامعلومی در روی خاکریز خندق دروازه دولت با اسلحه کمری دست به خودکشی زد و زندگی را بر شاعر تلخ ساخت.
ایرج با این که هردم در اندیشه پیدا کردن شغل بود، تا آخر عمر نتوانست شغلی که معیشتش را تامین کند، برای خود بیابد. شاعر ارجمند ایران و کارمند عالیرتبه دولت که نزدیک به سی سال در دستگاه اداری کار کرده بود، آخرین سال های زندگی خود را با فقر و پریشانی گذراند. موضوع محرومیت های مادی در اشعار آن زمان وی به خوبی پیداست. شاعر از سرنوشت خود شکایت نمی کند و تنگدتی خود را گواه پاکدامنی و خدمت صادفانه خود به کشور و مردم می شمارد و به بی نیازی خود افتخار می کند. سختی و نابسامانی زندگی، سرانجام سلامت مزاج او را بر هم زد، تا آن که در روز 28 شعبان ه. ق. ساعتی به غروب مانده، در اثر سکته قلبی درگذشت و در مقبره ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. این قطعه بر روی سنگ مزارش حک گردید:
ای نکویان که در این دنیایید
یا از این  بعد به دنیا آئید
این که خفته است در این خاک منم
ایرجم ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهان است اینجا
یک جهان عشق نهان است اینجا
شعر ایرج
ایرج را جزو هیچ گروه ادبی نمی توان به شمار آورد. او در هر نوع شعر کار کرده و در اغلب آن ها توفیق یافته است. ایرج همیشه سعی می کند زندگانی روزانه ایران را چنان که هست نمایش دهد. در اشعار او نقاط مبهم و تاریک و اندیشه های مجرد و عرفانی دور از ذهن وجود ندارد. سرچشمه افکار او حقایق موجود است با اشکال گوناگون آن.
ندای اعتراض سیاسی او تا حد درک ضرورت انقلاب و تحول، بلند و رسا نیست. وی که در نتیجه خدمت طولانی خود در دستگاه دولت، با حقایق تلخ و ناگوار زندگی ایرانی آشنا شده، به خوبی احساس می کند که باید وضع اجتماعی ایران از بیخ و بن تغییر یابد، اما از قوانین تکامل تاریخی جامعه و از نقش توده های مردم در راه پیکار تحول اجتماعی آگاهی درستی ندارد. به هیچ دسته و حزبی وابسته نیست و خود را از دخالت مستقیم در امور سیاسی برکنار می دارد. او نه مرد عمل، بلکه شاعری است میهن پرست که ملت خود را از صمیم قلب دوست دارد و شیفته عدالت اجتماعی است و نمی تواند شاهد بی طرف بدبختی های کشور و ملت خود باشد یا چشم از دیدن جهات زشت زندگی جامعه و جهل و نادانی و واپس ماندگی مردم بربندد و بدین قرار آرزوهای بزرگ و اساسی ترقیخواهان زمان جا به جا در اشعار او انعکاس می یابد. شاعر از قرارداد انگلیس و روس درباره ایران و استخدام مستشاران آمریکایی به شدت انتقاد می کند. از جنگ بین الملل و قضایای مهاجرت سخن می گوید.
از دید اجتماعی شعر ایرج بسیار ارزنده و قابل توجه است. در این اشعار افکار دموکراتیک به خوبی انعکاس یافته و دردهای جامعه مانند تزویر و دورویی روحانی نمایان، بیچارگی و نادانی مردم، عادات زشت و خرافات و تعصبات مذهبی، شدیدا مورد بحث و انتقاد قرار گرفته است و نیز در شعر او جایگاه رفیعی برای بیان وضع نامطلوب زنان در جامعه ایرانی اختصاص یافته که با یک رشته از سخنان شاعر درباره مادر و مهر مادری و اشعاری درباره کودکان و نوباوگان تکمیل می گردد.
اما از نطر هنری، ایرج به قول سعید نفیسی " شیرین سخن ترین و گشاده زبان ترین شاعر روزگار ماست " و راز موفقیت او در سادگی و ساده گویی اوست. گرایش به سادگی و نزدیکی به زبان محاوره مردم در شعر فارسی، که عکس العمل بیان پر تکلف قدما و در حقیقت قیام متهورانه ای است در برابر اصول و مقررات ادبی پیشینیان، فصل جدیدی در ادبیات منظوم ایران باز می کند که سرآغاز آن با نام ایرج همراه است و باید او را به راستی یکی از پیشوایان عمده این انقلاب دانست ، چنان که دهخدا و بعد از وی جمالزاده پیشوایان این شیوه در نثر فارسی شناخته شده اند.
ایرج در شعرسرایی زبان ساده هزلی تند و بی پروایی برگزیده و از به کار بدن لغات و اصطلاحات رایج و معنی دار عامیانه، که نه تنها پیشینیان بلکه معاصران وی هم از استعمال آن ها جز در  قطعات فکاهی خودداری داشتند، حتی در قطعات بسیار جدی خود خود امساک نکرده و نیز تعبیرات و ضرب المثل های فارسی را بجا و بهنگام در اشعار خود استادانه وارد کرده و بدین قرار، هم آب و رنگ مخصوصی به شعر خود داده و هم کلام  ادیبانه را به زبان متداول عامه تا حد زیادی نزدیک ساخته است.

منابع:
راوندی، مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران. تهران: انتشارت نگاه، 1374. جلد هشتم، بخش دوم.
 آرین پور، یحیی. از صبا تا نیما: تاریخ 150 سال ادب فارسی. تهران: کتاب های جیبی، 1357. جلد دوم: آزادی ـ تجدد.