خانه  Abolghasem Lahouti

ارسال پیام
فهرست الفبایی

مجموعه آثار

کرمل

رباعیات

ابوالقاسم لاهوتی

 

ابوالقاسم لاهوتی در روز 19 مهر 1266 در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش الهامی، کفاش بود و پدر و پسر هر دو شاعر و آزادیخوه بودند. 16 ساله بود که با کمک مالی یکی از دوستان خانواده برای ادامه تحصیل به تهران آمد و دو سال بعد نخستین غزل او در روزنامه حبل المتین کلکته چاپ شد. لاهوتی در سال 1284 در تهران شبنامه و اوراق سیاسی پخش می کرد و در انقلاب مشروطه در صف آزادیخواهان قرار داشت و مدعی است که در سال 1287 در رشت با گروه مستبدان جنگیده و به پاداش جانفشانی های خود نشان ستارخان گرفته است.

در سال 1290 که ناصرالملک جمعی از آزادیخواهان را به قم تبعید کرد، لاهوتی با درجه یاوری رئیس قسمت ژاندارمری قم بود و در آنجا، به جرم خرابکاری در ژاندارمری، محکوم به اعدام شد و به خاک عثمانی گریخت و چندی در مدرسه ایرانیان استانبول درس فارسی می داد و روزگاری پریشان داشت. نخستین اشعار لاهوتی در روزنامه های آن زمان ، از جمله در حبل المتین و ایران نو منتشر شد
 

لاهوتی بیش از سه سال در استانبول زیست و در واقعه مهاجرت، به مهاجران ایرانی پیوست و جزو میسیون آلمانی به کرمانشاه آمد. وی در دوسال اول جنگ جهانی اول روزنامه بیستون را در کرمانشاه انتشار داد، اما پس از شکست مؤتلفین، بار دیگر به ترکیه رفت و در استانبول مجله ادبی پارس را دائر کرد. او در غربت بسیار رنج می برد و در این دوران اشعار بسیار زیبایی سرود.
لاهوتی در سال 1300 که حاجی مخبرالسلطنه هدایت قیام شیخ محمد خیابانی را برانداخته بود به ایران بازگشت و با درجه یاوری در تبریز وارد خدمت ژاندارمری شد. روز 10 بهمن 1300 آزادیخواهان آذربایجان به فرماندهی لاهوتی در تبریز قیام کردند و روز 12 بهمن خود لاهوتی از شرفخانه وارد تبریز شد و مخبرالسلطنه، استاندارد آذربایجان را در ژاندارمری توقیف کرد. اما روز 19 همان ماه قوای میاندوآب جنگ کنان به تبریز رسید و روز بیستم ژاندارم ها در جنگ شکست خوردند و لاهوتی در یک شب سرد زمستان با چند تن از رود ارس گذشت و به کشور شوروی ـروسیه فعلـی ـ پناه برد
.

او تا اواخر عمر، به جز یک سفر که به اروپای غربی کرد، از اتحاد شوروی بیرون نرفت و در آن کشور پیوسته ماموریت های مختلف داشت و بیشتر در سازمان های فرهنگی کار می کرد. نخست در تاشکند و پس از آن چندی در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، و بعدها در مسکو می زیست. او در کشور شوراها بیشتر اوقات خود را وقف شعر و شاعری کرد و از همان ابتدا به عنوان یک شاعر ملی بزرگ و توانا شناخته شد. بخصوص مردم تاجیکستان او را با آغوش باز پذیرفته، دوست و رفیق و "پدر" خود نامیدند.

در سال 1923 در شهر تاشکند و بسیاری از شهرهای ازبکستان، جشن های باشکوهی به نام لاهوتی برپا گردید و یکی از خیابان های تاشکند را به اسم او نامگذاری کردند. لاهوتی که در اواخر عمر از فشار خون رنج می برد، در 26 اسفند 1335 در مسکو درگذشت و در گورستان آن شهر به خاک سپرده شد.

سعید نفیسی که در سفری به مسکو با لاهوتی ملاقاتی داشت، درباره او می نویسد: "مرد بسیار خوش صحبت و خوش معاشرتی بود. برای من داستان ها گفته و درد دل ها کرده است... همه گفتگوهای لاهوتی با من درباره ایران بود. دوری از ایران آتشی در دل او افروخته بود و دریغا که به همین آتش سوخت. بارها به من می گفت که آرزو دارد در ایران جان بسپارد و در زیر خاک ایران بخسبد."

لاهوتی برای بیان مسائل و مصائب  بیشتر اسالیب هنری شعر قدیم ایران را به کار می گیرد و از انتخاب هر شکل و قالبی که برای ادای مقصودش مناسب باشد نیز روگردان نیست و حتی می توان گفت که بیش از همه در تحت تاثیر گویندگان غرب واقع شده است.

لاهوتی نیز مانند عارف و عشقی و فرخی از شعرایی است که تبحر و تعمق زیاد در علوم ادبی و لغات عربی، که قدما برای یک ادیب، ضروری می دانستند، ندارد. و این عدم تبحر به سود او تمام شده و سخنان او را لطف و شیرینی و سادگی بخشیده و در دسترس همگان قرار داده است

 

منابع

آرین پور، یحیی. از نیما تا روزگاران ما: تاریخ ادب فارسی معاصر. تهران: انتشارات زوار، 1374

 

 

نویسندگان

شاعران
دانشمندان
فیلمسازان

هنرپیشگان

خوانندگان
موسیقیدانان
سیاستمداران
ورزشکاران
و دیگران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 


Website Counter