|
او تا اواخر عمر، به جز یک سفر که به اروپای غربی
کرد، از اتحاد شوروی بیرون نرفت و در آن کشور
پیوسته ماموریت های مختلف داشت و بیشتر در سازمان
های فرهنگی کار می کرد. نخست در تاشکند و پس از آن
چندی در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، و بعدها در
مسکو می زیست. او در کشور شوراها بیشتر اوقات خود
را وقف شعر و شاعری کرد و از همان ابتدا به عنوان
یک شاعر ملی بزرگ و توانا شناخته شد. بخصوص مردم
تاجیکستان او را با آغوش باز پذیرفته، دوست و رفیق
و "پدر" خود نامیدند.
در سال 1923 در شهر تاشکند و بسیاری از شهرهای
ازبکستان، جشن های باشکوهی به نام لاهوتی برپا
گردید و یکی از خیابان های تاشکند را به اسم او
نامگذاری کردند. لاهوتی که در اواخر عمر از فشار
خون رنج می برد، در 26 اسفند 1335 در مسکو درگذشت
و در گورستان آن شهر به خاک سپرده شد.
سعید نفیسی که در سفری به مسکو با لاهوتی ملاقاتی
داشت، درباره او می نویسد: "مرد بسیار خوش صحبت و
خوش معاشرتی بود. برای من داستان ها گفته و درد دل
ها کرده است... همه گفتگوهای لاهوتی با من درباره
ایران بود. دوری از ایران آتشی در دل او افروخته
بود و دریغا که به همین آتش سوخت. بارها به من می
گفت که آرزو دارد در ایران جان بسپارد و در زیر
خاک ایران بخسبد."
لاهوتی برای بیان مسائل و مصائب بیشتر
اسالیب هنری شعر قدیم ایران را به کار می گیرد و
از انتخاب هر شکل و قالبی که برای ادای مقصودش
مناسب باشد نیز روگردان نیست و حتی می توان گفت که
بیش از همه در تحت تاثیر گویندگان غرب واقع شده
است.
لاهوتی نیز مانند
عارف
و عشقی و
فرخی از
شعرایی است که تبحر و تعمق زیاد در علوم ادبی و
لغات عربی، که قدما برای یک ادیب، ضروری می
دانستند، ندارد. و این عدم تبحر به سود او تمام
شده و سخنان او را لطف و شیرینی و سادگی بخشیده و
در دسترس همگان قرار داده است
منابع
آرین پور، یحیی. از نیما تا
روزگاران ما: تاریخ ادب فارسی معاصر. تهران:
انتشارات زوار، 1374
|