خانه  Nima Youshij Nima Youhij irannam
ارسال پیام
فهرست الفبایی
 
در شب سرد زمستانی ناروایی به راه میرداماد قصه رنگ پریده، خون سرد

 

تا صبح دمان ... مردگان موت در جوار سخت سر ای شب
هنوز از شب ... کینه ی شب دیهقانا منت دونان
مرغ شباویز ناقوس خوشی من افسانه
شب است مانلی هیئت در پشت پرده شیر
مرغ آمین پی دار و چوپان خاطره امزناسر چشمه ی کوچک
حکایت بخوان ای همسفر با من خاطره مبهم یادگار
قایق گنج است خراب را گنبد انگاسی
آهنگر داستانی نه تازه نعره ی گاو بز ملا حسین
در نخستین ساعت شب شب دوش فضای بیچون گل نازدار
خونریزی روز بیست و نهم صبح مفسده ی گل
داروگ حباب دود گل زودرس
خانه ام ابری ست ... شب قورق قلعه سقریم محبس
ری را کار شب پا ققنوس خارکن
همه شب وقت تمام غراب روباه و خروس
در کنار رودخانه که می خندد؟ که گریان است؟ مرغ غم جامه ی نو
دل فولادم از عمارت پدرم می خندد خانواده ی سرباز
روی بندرگاه خروس می خواند دانیال از ترکش روزگار
شب پره ی ساحل نزدیک او را صدا بزن مرغ مجسمه به یاد وطنم
هست شب پادشاه فتح وای بر من بشارت
فرق است از دور پدرم تسلیم شده
برف گندنا گل مهتاب شمع کرجی
سیولیشه روی جدارهای شکسته لاشخورها قو
در پیش کومه ام در فروبند ای عاشق فسرده قلب قوی
کک کی نام بعضی نفرات زیبائی گرگ
بر سر قایقش عود خانه سرپویلی آواز فقس
پاسها از شب گذشته است آقا توکا پریان جامه ی مقتول
ترا من چشم در راهم جوی می گرید اندوهناک شب نامه
شب همه شب می خندد هیبره پسر
رباعیات آنکه می گرید همسایگان آتش شهید گمنام
چند قطعه، قصیده، غزل ابجد شکسته پر سرباز فولادین
واژه نامه طبری مهتاب خنده سرد انگاسی
واژه نامه ی دوم در شب تیره امید پلید به رسام ارژنگی
روجا، دیوان شعرهای طبری او به رویایش گم شدگان خواجه احمد حسن  سم میمندی
  شاه کوهان پانزده سال گذشت عبدالله طاهر و کنیزک
  تلخ وقت است خروس ساده
  اجاق سرد خواب زمستانی کرم ابریشم
  هنگام که گریه می دهد ساز من لبخند اسب دوانی
  مرگ کاکلی لکه دار صبح کجبی
  با قطار شب و روز جغدی پیر عقاب نیل
  ماخ اولا آی آدمها عمو رجب
  بر فراز دشت یاد خریت
  سوی شهر خاموش بوجهل من صدای چنگ
  جاده خاموش است نه او نمرده است انگاسی
  بر فراز دودهایی خرمنها انگاسی
  باد می گردد سایه ی خود کبک
  نطفه بند دوران تابناک من خروس و بوقلمون
  هاد نیما عقوبت
  در ره نهفت و فراز ده بازگردان تن سرگشته بهار
  یک نامه به یک زندانی منظومه به «شهریار» سال نو
  در بسته ام با غروبش پرنده منزوی
  چراغ مادری و پسری آتش جهنم