|
مریم آخوندی
|
مریم آخوندی در سال 1336 در تهران متولد شد. آز
دوران جوانی به موسیقی عشق می ورزید و از همان
زمان فعالیت های هنری خود را آغاز نمود و در
مسابقات خوانندگی مدارس به پیروزی دست یافت. پس از
اتمام دبیرستان موفق به دریافت بورس تحصیلی از
موسسه تازه تاسیس فرهنگی و هنری چاووش شد و
تحصیلات خود را در رشته تئاتر دانشکده
هنرهای زیبای دانشگاه تهران به اتمام رساند.
|
هم زمان آموختن آواز ایرانی
را نزد اسماعیل مهرتاش شروع کرد و سپس نزد نصرالله
ناصح پور این کار را ادامه داد. مریم آخوندی قصد
ورود به رادیو را داشت، که به علت پیروزی انقلاب
اسلامی و ممنوع شدن پخش صدای زنان، به
ناکامی انجامید . اواولین کارهای تک خوانی خود را
با اجرای کنسرت هایی با گروه های
موسیقی ایرانی در اروپا آغاز کرد.
|
 |
مریم آخوندی از سال 1365 مقیم
آلمان است و فعالیت های هنری خود را در زمینه های
مختلف عرضه می کند. او سرپرستی گروه باربد را
به عهده دارد و آلبوم سرمست را در زمینه موسیقی
اصیل ایرانی عرضه کرده است. او همچنان سرپرستی
گروه بانو را بر عهده دارد که تنها گروه موسیقی
زنانه خارج از کشور است . این گروه در زمینه
موسیقی محلی ایرانی فعالیت می کند و آلبومی هم در
این زمینه عرضع کرده است. گروه بانو کنسرت هایی در
کشورهای محتلف اجرا می کند و در اروپا طرفداران
بسیاری دارد. گروه بلنو گوناگونی و غنای فرهنگ
ایران را نه تنها در زمینه موسیقی محلی ، بلکه در
نمایش لباس و فرهنگ رفتاری نیز عرضه می کند.
این گروه تنها از سازهای کوبه ای استفاده می کند .
او همواره در کنسرت های خود ، متن ترانه ها را به
زبان های دیگر ترجمه می کند. این کار او سبب
افزایش علاقمندان موسیقی او در میان ملت های
اروپایی شده است. گروه بانو با تماشاچیان
ارتباط نزدیک برقرار می کند و جو شادی را
گسترش می دهد. طنز قوی مریم آخوندی و بهره گیری از
شیوه نمایشی در اجرای کنسرت ، از دیگر
نوآوری هایی این گروه می با شد.
مریم آخوندی در زمینه ساختن آهنگ هم فعالیت می
کند. او این کار را بیشتر یک نوع
نغمهپردازی می داند که در دستگاههای موسیقی
ایرانی انجام شده است. او خود در این زمینه می
گوید: "کسانی که که سیستمایتک موسیقی ایرانی را
میشناسند، اینجور است که ما گامهایی داریم،
دستگاههایی داریم که از آنها نغمهها و ملودیهایی
منشعب میشود که هرکدام از اینها فواصلی دارد که
در آنها، اگر کسی بشناسد، میتواند نغمهپردازی
کند و قطعه بسازد. معنیاش این است که اینکار من
آهنگسازی موسیقی نیست، بلکه یکجور نغمهپردازیست.
و این بخاطر این است، همانطور که گفتم، من از این
شعرها الهام گرفتهام. بعضی وقتها، وقتی شعرها را
میخواندم احساس میکردم که این را دلم میخواهد
اینطوری بخوانم. یعنی با این ملودی. و بعد آنها را
کنار هم گذاشتم و یک کمی رسیدگی کردم و ازش یک
مجموعهای درآوردم که به آنها تصنیف، ترانه یا
قطعه بشود گفت".
|