|
با ورود به مدرسه استعداد او در
زمينه ادبيات آشكار ميشود اما عليرغم نمرات ضعيفش
در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ، او را
مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكنند
.و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به رشته
تحصیلی اش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل
كند
مدتي بعد از گروه جدا ميشود و
فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند.فرهاد براي
اولين بار در سال 42 براي اجراي چند ترانه انگليسي
راهی برنامه تلويزيوني “واريته استوديو ب “ ميشود
و مخاطبان بيشتري مي يابد. در یکی از کنسرتهای
بزرگش که از طرف مجله "اطلاعات
جوانان"
برگزار شد توجه شهبال شب پره
را به خود جلب می کند و از طریق او وارد گروه بلک
کتز می شود.
پس از مدتی فرهاد، از بلک کتز
جدا می شود و سال 48 ترانه “مرد تنها“ ،با شعر
شهيار قنبری و موسيقی اسفنديار منفردزاده،را براي
فيلم “رضا موتوری“ ميخواند.
پس از مدتی فرهاد، از بلک کتز
جدا می شود و سال 48 ترانه “مرد تنها“ ،با شعر
شهيار قنبری و موسيقی اسفنديار منفردزاده،را برای
فيلم “رضا موتوری“ ميخواند. این ترانه موجب شهرت
او و سرآغاز یک سلسله ترانه های به یادگار ماندنی
در موسیقی پاپ ایران می شود. ترانه های جمعه، هفته
خاكستری، آيينه ها، شبانه 1 و 2 ، خسته، سقف و
گنجشگك اشی مشی از آن جمله اند که بازتاب وضعیت
سیاسی و اجتماعی ایران در سالهای انتهایی سلطنت
پهلوی است.
يک روز بعد از انقلاب در ايران
يعني در روز 23 بهمن 1357 سياوش كسرايی ترانه
وحدت را به اسفنديار منفردزاده می سپارد و در همان
روز صدای فرهاد در تلويزيون ملی طنين انداز شد.
در سالهای بعد از انقلاب هم
کارهای او باز گرفتار سانسور شد و بالاخره سال
1372 پس از 15 سال آلبوم جديد فرهاد،“خواب در
بيداری“،مجوز انتشار دريافت كرد.
پس از انتشار “خواب در بيداري“ ،فرهاد در سال 1376
آلبوم “برف“را در ايالات متحده آمريكا ضبط و منتشر
كرد و اين آلبوم يك سال بعد در ايران منتشر شد.
پس از انتشار این آلبوم فرهاد به تهیه یک آلبوم
جدید اقدام کرد ولی متاسفانه بیماری هپاتیت این
تلاشها را متوقف نمود. پس از دو سال معالجه در
ایران و فرانسه سرانجام فرهاد در سال 1381 در سن
59 سالگی در شهر پاریس زندگی را بدرود گفت و در
همانجا به خاک سپرده شد.
 |