خانه  Mahour - Parisa Mahour - Parisa irannam
ارسال پیام
فهرست الفبایی
 

ماهور ـ پریسا

 
 

جشن هنر شیراز

تصنیف ای تیر غمت ــ شعر از شیخ بهائی
چهار مضراب سنتور
آواز همراه با کمانچه ـ زاهد خلوت نشین ـ شعر از حافظ (
متن شعر)
آواز همراه با سه تار ـ جان به جانان کی رسد ـ شعر از هاتف اصفهانی
ضربی ماهور
تصنیف چهارپاره ـ به حریم خلوت خود شبی ـ شعر از هاتف اصفهانی
آواز همراه با تار و نی ـ منم که گوشه میخانه خانقاه من است (
متن شعر)
تاب بنفشه ـ شعر از حافظ  (
متن شعر)
رنگ


 

همنوازان:
سنتور: پرویز مشکاتیان
تار: حسین علیزاده
تار:داریوش جلالی

 
به حریم خلوت خود شبی، چه شود نهفته بخوانیم
به کنار من بنشینی و، به کنار خود بنشانیم
من اگرچه پیرم و ناتوان، تو مرا ز درگه خود مران
که گذشته در غمت ای جوان، همه روزگار جوانیم
منم ای برید و دو چشم تر، ز فراق آن مه نو سفر
به مراد خود برسی اگر، به مراد خود برسانیم
چو برآرم از ستمش فغان، گله سر کنم من خسته جان
برد از شکایت خود زبان، به تفقدات زبانیم
به هزار خنجرم ار عیان، زند از دلم رود آن زمان
که نوازد آن مه مهربان، به یکی نگاه نهانیم
ز سموم سرکش این چمن، همه سوخت چون بر و برگ من
چه طمع به ابر بهاری و، چه زیان ز باد خزانیم
شده ام چو هاتف بینوا، به بلای هجر تو مبتلا
نرسد بلا به تو دلربا، گر ازین بلا برهانیم

هاتف اصفهانی
  جان به جانان کی رسد، جانان کجا و جان کجا
ذره است این، آفتاب است، آن کجا و این کجا
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جنبه ای
ورنه پای ما کجا، وین راه بی پایان کجا
ترک جان گفتم، نهادم پا به صحرای طلب
تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا
جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق
این تن لاغر کجا، بار غم هجران کجا
در لب یار است آب زندگی، در حیرتم
خضر می رفت از پی سرچشمه ی حیوان کجا
چون جرس با ناله  عمری شد که ره طی می کند
تا رسد هاتف به گرد محمل جانلن کجا

هاتف اصفهانی
Parisa ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
هر در که زدم صاحب آن خانه توئی تو
هرجا که روم پرتو کاشانه توئی تو
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

شیخ بهائی