خانه  سر عشق ـ محمد رضا شجریان، پرویز مشکاتیان و محمد موسوی Ser Eshgh, Mohammad Reza Shajarian & Parviz Meshkatian irannam
ارسال پیام
فهرست الفبایی
 

سر عشق ـ محمد رضا شجریان ـ پرویز مشکاتیان و محمد موسوی

 
 

دستگاه ماهور

ضربی ماهور، همنوازی سه تار و نی، تک نوازی سه تار، چهار مضراب، همنوازی
ساز و آواز، درآمد ماهور، گوشه ها: گشایش، داد، فیلی، شکسته، فرود، دلکش، قرچه، رضوی، فرود ، غزل از سعدی
ساز و آواز، گوشه ها: نیریز صغیرو کبیر، دوبیتی ها از بابا طاهر
ضربی ماهور، غزل از حافظ (
متن شعر)
تکنوازی سه تار
ساز و آواز، گوشه ها: مثنوی، ماهور، شکسته، عراق، راک ـ شعر از مولانا
تصنیف عشق تو، شعر و آهنگ از علی اکبر شیدا
چهار مضراب


  همنوازان:
سه تار: پرویز مشکاتیان
نی: محمد موسوی

خط : امیر فلسفی
1365
بود درد مو و درمونم از دوست
بود وصل مو و هجرونم از دوست
گه قصابم از تن واکره پوست
جدا هرگز نگرده جونم از دوست

خوشا آنون که سودای تو دیرن
که سر پیوسته در پای تو دیرن
به دل دیرم تمنای کسانی
که اندر دل تمنای تو دیرن

گلی که خُم بدادُم پیچ و تابش
به آب دیدگونم دادُم آبش
به درگاه الهی کِی روا بی
گُل از مو دیگری گیره گلابش

خداوندا مو بیزارُم از این دل
شو و روزان در آزارُم از این دل
ز بس نالیدُم از نالیدنُم تنگ
زمو بستون که بیزارُم از این دل


بابا طاهر
هزار جهد بکردم که ســـــــــرّ عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسّرم که نجــــــــــــوشم
به‌هوش بودم از اول که دل بــه کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل مـــــاند و نه هوشم
حکایتی ز دهـــــــانت به گوشِ جان من آمد دگر نصیحت مـــردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنـــــه بـــاز نِشانی که من قرار نـــــدارم که دیده از تو بپوشم
منِ رمیــــده ‌دل آن بــه که در سمـــــاع نیایم که گر ز پای درآیــــــم به در بَرَند به دوشم
بیا به صلح من امروز و در کنار من امشب که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
مرا بـــــــــــه هیچ بدادی و مـــن هنوز برآنم که از وجود تو مــــویی به عالمی نفروشم
مرا مگوی که سعدی طــریق عشق رها کن سخن چه فـــــــایده گفتن چو پند می‌ننیوشم
به راه بـــادیه رفتـــــن به از نشستـــن باطل که گر مــــــــراد نیابم به قدر وسع بکوشم

سعدی
در هوایت بی‌قــــــــــرارم روز و شب سر ز پایت بــــــــــرندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کـی گذارم روز و شب
جان و دل مــــی‌خواستید از عاشقان جان و دل را می‌ســــپارم روز و شب
تا نیابم آن چـــــــــه در مغز من است یک زمـــــانی سَر نخارم روز و شب
تا که عشقـــــــــــت مطربی آغاز کرد گاه چنگـــــــــــم گاه تارم روز و شب
می‌زنی تو زخمـــــــــــــه و برمی‌رود تا به گردون زیر و زارم روز و شب
ای مهار عــــــــــــاشقان در دست تو در میان ایـــــــــن قطارم روز و شب
زان شبی که وعـــده دادی روز وصل روز و شب را می‌شمارم روز و شب
بس که کِشـــت مهر جانم تشنه است ز ابر دیده اشکبــــــــارم روز و شب

مولانا جلال الدین محمد بلخی، مولانا

 

عشق تو آتش جــــــانــــــا زد بر دل من بر باد غم داد آخـــــــــــر آب و گل من
روی تو چـــــــون دیده دل، بهتر ز لیلی شد بند زنجیرِ دام، مجنـــــــونْ دلِ من
وصل تو مشکل مشکل جان دادن آسان یا رب کن آسان آسان این مشکل من

علی اکبر شیدا


[نمایش]