|
در سال ۱۳۴۷ يكی از بنيانگذاران اصلی كانون
نويسندگان ايران شد و منشور اصلی این كانون را «بر
محور آزادی قلم و بیان» بنا نهاد. كار این دورهی
كانون در حدود دوسالی بیشتر دوام نیاورد. در سال
۱۳۴۹ فریدون تنكابنی به خاطرنوشتن كتاب
یادداشتهای شهر شلوغ بازداشت شد. در خرداد
۱۳۴۹، بهآذین و پنجاهوسه تن دیگر در اعلامیهای
به بازداشت تنكابنی اعتراض كردند. بهآذین روز
بیستویكم تیرماه بازداشت شد و چهار ماه در
زندانهای قزلقلعه و قصر زندانی بود. در ۹ و ۱۱
آبان در دادرسی ارتش بهآذین، محمدعلی سپانلو و
رحمانىنژاد توسط دادگاه نظامی به زندان محكوم
شدند. در ۲۳ و ۲۴ فروردین ۱۳۵۰ دادگاه تجدیدنظر
دادرسی ارتش حكم آنان را، پس از ماهها زندان، به
دوماه زندان قابلخرید تبدیل كرد. در این
دادگاهها بهآذین از آزادی قلم و از آزادى
تشكلهای صنفی دفاع كرد.در اردیبهشت سال ۵۶ دور
تازهای از فعالیتهای كانون آغاز شد كه بهآذین
در آن نقشی كلیدی داشت. از جمله، به عنوان عضوی از
هیئت دبیران موقت، متن «موضع كانون نویسندگان
ایران» را تدوین كرد كه بعدها مبنای مرامنامه و
اساسنامهٔ كانون شد. در مهر ماه ۱۳۵۶ به آذين يكی
از سازماندهندگان برگزاری ده شب شعر و سخنرانی در
انجمن فرهنگی ايران و آلمان (انستيتو گوته) بود.
سوم آذر ۱۳۵۶ به همراه پسرش کاوه دستگیر شد.
شانزدهم آذر با وثیقه آزاد شد و باز به فعالیتهای
اجتماعی در راه آزادی بیان و قلم، و به موازات آن
تلاشهای سیاسى برای برقراری اتحاد، و کوشش در
راه استقلال و آزادی و عدالت بازگشت. مىگوید:
«بار دیگر به امید پىریزی اتحاد وسیعتر نیروها
كه جریانهای ماركسیستی نیز در آن شركت داشته
باشند، به مسیر دید و بازدیدها و دوندگىهایم
مىافتم.» در پی تلاشهای او و دیگر كوشندگان راه
آزادی در كانون نویسندگان، مجمع عمومی کانون در ۳۱
اردیبهشت ۵۷ برگزار شد كه در آن به عضویت هیئت
دبیران انتخاب شد.
در پیگیری فعالیتهای سیاسىاش، در ۲۶ مهر ماه
۱۳۵۷ سازمان اتحاد دمكراتيك مردم ايران را بنيان
گذارد. پس از انقلاب فعالیت «اتحاد دمكراتيك
مردم ايران» را ادامه داد و در عین حال، در پلنوم
هفدهم، به عضویت افتخاری کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ
ایران برگزیده شد. بهآذین دبير جمعيت ايرانی
هواداران صلح نیز بود.
در سال ۱۳۵۸، در پی اختلاف با هیئت دبیران
تازهٔ كانون نویسندگان، مقالهای نوشت در مخالفت
با استفاده از كانون به عنوان پیكرهای سیاسی، که
پیامد آن محروم شدن او و چهار تن دیگر از همفكرانش
از عضویت در كانون نویسندگان بود. بهآذین برای
دنبال كردن هدفهای صنفىاش، به یاری شماری از
قلمزنان و هنرمندان كشور، در پائیز ۱۳۵۸ شورای
نویسندگان و هنرمندان ایران را پىریزی كرد. در
١٧ بهمن ۱۳۶۱ در جريان دستگیرىهای گستردهٔ اعضای
حزب تودهٔ ايران دستگير شد. تا سال ۱۳۶۹ در زندان
ماند
| بهآذین در
عرصهٔ نمایشنامه نویسی هم قلم آزمود.
"نمایشنامهٔ كاوه" گویای
حدیثی باستانی با بیان و شگردهای هنری
معاصر است. پژوهش و فلسفه از دیگر
عرصههای فعالیت بهآذین بود. "قالی
ایران" نگاهی به پیشینهٔ قالی دارد و با
دیدی پژوهشگرانه به فنّ قالىبافی، طرحها
و نقشهای قالی، مناطق قالىبافی در ایران
و چشم انداز صنعت قالی در ایران
مىپردازد. در كتاب پژوهشىِ گفتار در
آزادی (۱۳۴۷) به بررسی جنبههای مختلف
مفهوم آزادی مىپردازد. در كتاب بر
دریا كنار مثنوی دیدگاههای فلسفی خود
را بیان مىكند. عرصهٔ دیگر كار او
وقایعنگاری و مستندنویسی بود. پس از
آزادی از زندان در سال ۱۳۵۱ مهمان این
آقایان را نوشت. گواهی چشم و گوش
حاصل سفر او به جمهوری دموكراتیك
افغانستان در سال ۱۳۵۹ بود. نامههائی
به پسر (۱۳۸۱) مجموعهای است از
نامههائی به پسرش زرتشت در فاصلهٔ زمانی
انقلاب ۱۳۵۷و چند سال پس از آن. و بالاخره
بزرگترین اثر مستندش، از هر دری…،
زندگینامهٔ سیاسی-اجتماعی اوست كه شامل ۵
كتاب است. تا كنون كتابهای اول و دوم این
مجموعه به چاپ رسیده اما كتابهای بعدی
هنوز اجازهٔ انتشار نیافته اند.
|
 |
بهآذین، روز چهارشنبه ۱۰
خرداد ۱۳۸۵ بر اثر ایست قلبی در بیمارستان
آراد تهران درگذشت.
منابع:
http://fa.wikipedia.org/wiki
نقد آثار م.ا.به آذين ، نوشته : عبدالعلي
دستغيب، انتشارات چاپار، 1357 . |
|