خانه  Mahmoud Etemadzadeh - Beh AzinMahmoud Etemadzadeh - Beh Azin

irannam

ارسال پیام
فهرست الفبایی
مجموعه آثار 
پراکنده 1323
به سوی مردم 1327
دختر رعیت 1331
نقش پرند  1334
مهره مار 1344
قالی ایران 1344
گفتار در ازادی 1347
شهر خدا 1349
مهمان این آقایان 1350
آن سوی دیوا 1351
کاوه 1355
از هر دری 1371
خانواده امین زادگان (رمان ناتمام در مجله صدف 1336)
معراج  (پیام نوین 1344)
منتحب داستان ها 1351


ترجمه ها
اونوره دو بالزاک
باباگوریو
زنبق دره
چرم ساغری
دختر عمو بت

ویلیام شکسپیر
اتلو
هملت
شاه لیر
مکبث

رومن رولان
ژان کریستف
جان شیفته
سفر درونی

میخائیل شولوخف
دن آرام
زمین نوآباد

آکسل مونته
نامه رسان میکله

برتولت برشت
استثناء و قاعده

فون گوته
فاست

محمود اعتمادزاده  ـ م. ا. به آذین

 

محمود اعتمادزاده در سال 1293 در شهر رشت به دنیا آمد. آموزش ابتدایی و متوسطه را در رشت، مشهد و سپس تهران به انجام رساند. او در سال 1311 جزء دانشجویان اعزامی اروپا، به فرانسه رفت و تا دی ماه 1317 در فرانسه اقامت گزید و از دانشکده مهندسی دریایی برست و دانشکده مهندسی ساختمان دریایی در پاریس گواهینامه گرفت.
در سال‌های زندگی در فرانسه، دركنار فراگیری زبان و تحصیلات دانشگاهی، با آثار و افكار بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان جهان آن روز و نیز با فضای باز آزادی و همچنین با نوشته‌های ماركسیستی آشنا شد.
در بازگشت به ایران در نیروی دریایی جنوب (آبادان و بندر عباس) به کار مشغول شد و در تیرماه 1320 به نیروی دریایی شمال (بندر انزلی و غازیان) انتقال یافت . او در این سال درجه سروانی نیروی دریایی را داشت. در هجوم متفقین به ایران در شهریور 1320 در بندر انزلی (بندر پهلوی سابق) مورد تیراندازی قرار گرفت و به سختی مجروح شد و دست چپش از ناحیه سر شانه قطع گردید. این رویداد در زندگانی به آذین اثری فراموش نشدنی باقی گذاشت و چنان که در برخی بخش های "آن سوی دیوار" و "شهر خدا" نشان می دهد، بحرانی عصبی در او به وجود آورد.
به آذین تا سال 1323 در نیروی دریایی تهران خدمت می کند ولی برای رهائی از قیدهائی كه افسر نیروی دریائی بودن برای فعالیت سیاسی و ادبى‌اش ایجاد كرده بود، استعفا داد و به عنوان دبیر به وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش فعلی) پیوست.

روزنامه نگاری از نخستین عرصه‌های فعالیت‌ ادبی او بود. نخستین نشریه‌ای كه نوشته‌هائی از او را چاپ كرد مردان كار بود. در آن زمان او هنوز افسر نیروی دریائی بود و از آنجا كه كاركنان ارتش به كلی ممنوع‌القلم بودند، ناگزیر نوشته‌هایش را به نام‌های مستعار به دست چاپ مى‌سپرد. نام "م.ا. به‌آذین" را در نشریهٔ مردان كار برای خود برگزید، و محمود اعتمادزاده بیش از شش‌دهه به این نام شناخته و خطاب شد.در همین ایام با روزنامهٔ داریای حسن ارسنجانی نیز همكاری قلمی داشت .به مرور و با شناخت بیشتراز آرا و افكار ارسنجانی، راهش از او جدا شد و همكارى‌اش را با او قطع كرد. در اواخر دههٔ ۳۰ سردبیری مجلهٔ ادبی-اجتماعی صدف و هفته‌نامهٔ "كتاب هفته" و نشریهٔ "پیام نو" را عهده دار شد. در سال‌های ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۱ با مسئوليت وی هفته‌نامه‌های "سوگند"، "یام نوین" و "اتحاد مردم" منتشر شد. او همچنين سردبير "فصل نامهٔ شورای نويسندگان و هنرمندان ايران"بود.

Beh Azin در همین سال او که  بزرگ شده در دوران جنبش جنگل و انقلاب روسیه و جنگ جهانی، به پشتوانهٔ آنچه به ویژه در دوران اقامتش در فرانسه در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی آموخته بود، رو به فعالیت در راه استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی آورد و به عضویت حزب توده ایران درآمد. اولین کتاب داستان خود را نیزبه نام "پراکنده" در سال 1323 در تهران به چاپ رساند.
در سال 1327 "داستان مردم" را چاپ کرد. به آذین همانند علوی و آل احمد سبک رئالیسم اجتماعی را دنبال کرد.
در سال‌های پس از كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پیكار او در راه باورهایش و در راه كسب حقوق انسانی به اشكال گوناگون ادامه یافت و سر و کارش را بارها به زندان انداخت.
اعتمادزاده از سال 1334 با ترجمه باباگوریو اثر بالزاک وارد کار ترجمه شد و آثار ارزنده ای را از فرانسه و انگلیسی به پارسی برگرداند

در سال ۱۳۴۷ يكی از بنيان‌گذاران اصلی كانون نويسندگان ايران شد و منشور اصلی این كانون را «بر محور آزادی قلم و بیان» بنا نهاد. كار این دوره‌ی كانون در حدود دوسالی بیشتر دوام نیاورد. در سال ۱۳۴۹ فریدون تنكابنی به خاطرنوشتن كتاب یادداشتهای شهر شلوغ بازداشت شد. در خرداد ۱۳۴۹، به‌آذین و پنجاه‌و‌سه تن دیگر در اعلامیه‌ای به بازداشت تنكابنی اعتراض كردند. به‌آذین روز بیست‌و‌یكم تیرماه بازداشت شد و چهار ماه در زندانهای قزل‌قلعه و قصر زندانی بود. در ۹ و ۱۱ آبان در دادرسی ارتش به‌آذین، محمدعلی سپانلو و رحمانى‌نژاد توسط دادگاه نظامی به زندان محكوم شدند. در ۲۳ و ۲۴ فروردین ۱۳۵۰ دادگاه تجدیدنظر دادرسی ارتش حكم آنان را، پس از ماهها زندان، به دوماه زندان قابل‌خرید تبدیل كرد. در این دادگاه‌ها به‌آذین از آزادی قلم و از آزادى‌ تشكل‌های صنفی دفاع كرد.در اردیبهشت سال ۵۶ دور تازه‌ای از فعالیت‌های كانون آغاز شد كه به‌آذین در آن نقشی كلیدی داشت. از جمله، به عنوان عضوی از هیئت دبیران موقت، متن «موضع كانون نویسندگان ایران» را تدوین كرد كه بعدها مبنای مرامنامه و اساسنامهٔ كانون شد. در مهر ماه ۱۳۵۶ به آذين يكی از سازمان‌دهندگان برگزاری ده شب شعر و سخنرانی در انجمن فرهنگی ايران و آلمان (انستيتو گوته) بود.
سوم آذر ۱۳۵۶ به همراه پسرش کاوه دستگیر شد. شانزدهم آذر با وثیقه آزاد شد و باز به فعالیتهای اجتماعی در راه آزادی بیان و قلم، و به موازات آن تلاش‌های سیاسى‌ برای برقراری اتحاد، و کوشش در راه استقلال و آزادی و عدالت بازگشت. مى‌گوید: «بار دیگر به امید پى‌ریزی اتحاد وسیع‌تر نیروها كه جریان‌های ماركسیستی نیز در آن شركت داشته باشند، به مسیر دید و بازدیدها و دوندگى‌هایم مى‌افتم.» در پی تلاش‌های او و دیگر كوشندگان راه آزادی در كانون نویسندگان، مجمع عمومی کانون در ۳۱ اردیبهشت ۵۷ برگزار شد كه در آن به عضویت هیئت دبیران انتخاب شد.

در پیگیری فعالیت‌های سیاسى‌اش، در ۲۶ مهر ماه ۱۳۵۷ سازمان اتحاد دمكراتيك مردم ايران را بنيان گذارد.
پس از انقلاب فعالیت «اتحاد دمكراتيك مردم ايران» را ادامه داد و در عین حال، در پلنوم هفدهم، به عضویت افتخاری کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران برگزیده شد. به‌آذین دبير جمعيت ايرانی هواداران صلح نیز بود.

در سال ۱۳۵۸، در پی اختلاف با هیئت دبیران تازهٔ كانون نویسندگان، مقاله‌ای نوشت در مخالفت با استفاده از كانون به عنوان پیكره‌ای سیاسی، که پیامد آن محروم شدن او و چهار تن دیگر از همفكرانش از عضویت در كانون نویسندگان بود. به‌آذین برای دنبال كردن هدف‌های صنفى‌اش، به یاری شماری از قلم‌زنان و هنرمندان كشور، در پائیز ۱۳۵۸ شورای نویسندگان و هنرمندان ایران را پى‌ریزی كرد.
در ١٧ بهمن ۱۳۶۱ در جريان دستگیرى‌های گستردهٔ اعضای حزب تودهٔ ايران دستگير شد. تا سال ۱۳۶۹ در زندان ماند

به‌آذین در عرصهٔ نمایشنامه نویسی هم قلم آزمود. "نمایشنامهٔ كاوه"  گویای حدیثی باستانی با بیان و شگردهای هنری معاصر است.

پژوهش و فلسفه از دیگر عرصه‌های فعالیت به‌آذین بود. "قالی ایران" نگاهی به پیشینهٔ قالی دارد و با دیدی پژوهشگرانه به فنّ قالى‌بافی، طرح‌ها و نقش‌های قالی، مناطق قالى‌بافی در ایران و چشم انداز صنعت قالی در ایران مى‌پردازد. در كتاب پژوهشىِ گفتار در آزادی (۱۳۴۷) به بررسی جنبه‌های مختلف مفهوم آزادی مى‌پردازد. در كتاب بر دریا كنار مثنوی دیدگاه‌های فلسفی خود را بیان مى‌كند.
عرصهٔ دیگر كار او وقایع‌نگاری و مستند‌نویسی بود. پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۵۱ مهمان این آقایان را نوشت. گواهی چشم و گوش حاصل سفر او به جمهوری دموكراتیك افغانستان در سال ۱۳۵۹ بود. نامه‌هائی به پسر (۱۳۸۱) مجموعه‌ای است از نامه‌هائی به پسرش زرتشت در فاصلهٔ زمانی انقلاب ۱۳۵۷و چند سال پس از آن. و بالاخره بزرگترین اثر مستندش، از هر دری…، زندگینامهٔ سیاسی-اجتماعی اوست كه شامل ۵ كتاب است. تا كنون كتاب‌های اول و دوم این مجموعه به چاپ رسیده اما كتاب‌های بعدی هنوز اجازهٔ انتشار نیافته اند.

Beh Azin
به‌آذین، روز چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ بر اثر ایست قلبی در بیمارستان آراد تهران درگذشت. 


منابع:
http://fa.wikipedia.org/wiki
نقد آثار م.ا.به آذين ، نوشته : عبدالعلي دستغيب، انتشارات چاپار، 1357 .