|
فخرایی با اخذ امتیاز روزنامه "پیام" خدمات
مطبوعاتی اش را شروع کرد، ولی به مجرد نشر "طلیعه"
توقیف گردید. مدت ها سردبیر روزنامه "طلوع" رشت
بود. به دلیل نشر مقاله ای که موافق طبع فرمانده
تیپ مستقل شمال "سرتیپ آیرم" نبود، او و تمام
کارکنان روزنامه به زندان افتادند. او پس از آزادی
از زندان به شغل دبیری در دبیرستان های رشت
پرداخت. او در این دوران چند کتاب درسی از جمله
گنجینه ادب، تاریخ، اخلاق و تعلیمات مدنی نوشت و
در تاسیس کتابخانه ملی رشت کوشش فراوان به کار
برد.
فخرایی به مدت یک سال مجله "فروغ" را انتشار داد.
این نشریه هم به سرنوشت دیگر نشریات او گرفتار شد
و این بار به دلیل پشتیبانی از اعتراضات دانشجویان
متوسطه. این بار تنها به اخراجش اکتفا نکردند بلکه
او را از محیط گیلان دور و به تهران تبعید کردند.
او در تهران مجددا به کار تدریس مشغول شد و همزمان
به تحصیل وکالت نزد مرحوم داور پرداخت. او پی از
اخذ پروانه وکالت، رهسپار گیلان گردید و به عنوان
وکیل دادگستری مشغول به کار شد. در این زمان هم
نتوانست به این کار ادامه دها و به قزوین رفت و در
دادگستری این شهر به فعالیت پرداخت
ابراهیم فخرایی در طول خدمات قضایی اش در مقام
ریاست دادگستری در شهرستان های اردبیل، اراک،
بروجرد، ملایر، آبادان و گیلان منشا خدمات قضایی
بود ولی به دلیل ایستادگی در مقابل صاحبان قدرت،
هیچگاه نتوانست در یک جا اقامت دایم گزیند و مدام
از یک شهر به شهر دیگر فرستاده می شد. او در سال
1333 به درخواست خودش یازنشسته شد
او در دوران بازنشستگی به تالیف اشتغال داشت و
کتاب های او مکرر به چاپ رسید. وی خود را شاعر نمی
دانست ولی علاقه ای مفرط به شعر و ادبیات داشت و
خود نیر شعر می سرود.
ابراهیم فخرایی پس از خدمات بسیار ارزنده فرهنگی
به کشور و به ویژه گیلان که پیوسته بدان عشق می
ورزید و برای بازشناساندش صمیمانه می کوشید، در
روز 16 بهمن 1366 دیده از جهان فرو بست
منابع
مجله کیهان فرهنگی. شماره 47. "مرحوم ابراهیم
فخرایی آخرین یادگار میرزا". بهمن 1366.
فخرایی، ابرهیم. گزیده ادبیات گیلکی. رشت:
انتشارات طاعتی، 1377. |