|
رباعيات خيام 1302
انسان و حيوان 1303
فوايد گياهخواری 1306
زنده به گور 1308
پروين دختر ساسان 1309
سايه مغول 1310
اصفهان نصف جهان 1311
سه قطره خون 1311
نيرنگستان 1312
سایه روشن 1312
مازيار 1312
وغ وغ ساهاب 1313
ترانه های خيام 1313
البعثه الاسلاميه في البلاد الافرنجيه 1313
بوف كور1315
ترانه های عاميانه 1318
متل های فارسی
1318
سگ ولگرد 1321
علويه خانم 1322
ولنگاری 1323
حاجی آقا 1324
افسانه آفرينش 1325
ولنگاری 1327
جادوگری در ايران
ترجمه ها
كور و برادرش / آرتور شينسلر
كلاغ پير / الكساندر لانژكيلاند
مشاور مخصوص / چخوف
تمشك تيغ دار / چخوف
مرداب حبشه / كاستن شراو
مسخ / فرانتس كافكا
جلوه قانون/ فرانتس كافكا
شرط بندی/آنتوان چخوف
ديوار/ ژان پل سارتر
گورستان زنان خيانتكار آرتور كريستين سن
ترجمه از متون
پهلوی
كارنامه اردشير پاپكان
زند و هومن يسن
گجسته اباليش
آمدن شاه بهرام ورجاوند
يادگار جاماسب
گزارش گمان شکن
|
|
صادق هدايت
|
|
صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه
پدری در تهران
تولد يافت. پدرش هدايت قلی خان
هدايت (اعتضادالملك) فرزند جعفرقلی خان
هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم
عذری- زيورالملك هدايت دختر حسين قلی خان
مخبرالدوله دوم بود. پدر و
مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدايت يكي از
معروفترين نويسندگان، شعرا
و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از
بازماندگان كمال خجندی بوده است.
او در سال 1287 وارد
دوره ابتدايی در مدرسه علميه تهران شد و پس از
اتمام اين دوره
تحصيلی در سال 1293 دوره متوسطه
را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295
ناراحتی چشم برای او پيش آمد كه
در نتيجه در تحصيل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال
1296 تحصيلات خود را
در مدرسه سن لويی
تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و
ادبيات فرانسه آشنايی پيدا كرد.
|
|
در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه
خود را به پايان برد و در سال
1305 همراه عده ای از ديگر دانشجويان ايرانی براي
تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او
ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر
به تحصيل پرداخت ولی از آب و هوای
آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتی مي كرد تا
بالاخره او را به پاريس در فرانسه
برای ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال
1307 براي اولين بار
دست به خودكشي زد و در ساموا حوالی پاريس عزم كرد
خود را در
رودخانه مارن غرق كند ولی قايقی
سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309
او به تهران مراجعت كرد و
در همين سال در بانك ملی ايران استخدام شد. در اين
ايام گروه ربعه شكل گرفت
كه عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی
مينوی و صادق هدايت. در
سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از
بانك ملی استعفا داده و در
اداره كل تجارت مشغول كار شد
|
 |
|
در
سال 1312 سفری به شيراز كرد و مدتی در خانه
عمويش دكتر كريم هدايت
اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل
تجارت استعفا داد و در
وزارت امور خارجه
اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه
استعفا داد. در
همين سال به تامينات در
نظميه تهران احضار و به علت مطالبی كه در كتاب وغ
وغ ساهاب
درج شده بود مورد
بازجويی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت
سهامی كل ساختمان
مشغول به كار شد. در
همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی
بهرام گور
انكل ساريا زبان پهلوی
را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و
مجددا در
بانك ملی ايران مشغول
به كار شد. در سال 1317 از بانك ملی ايران مجددا
استعفا داد و
در اداره موسيقی كشور
به كار پرداخت و ضمنا همكاری با مجله موسيقی را
آغاز كرد و در
سال 1319 در دانشكده
هنرهای زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.
در سال 1322
همكاری با مجله سخن را
آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی
آسيای
ميانه در ازبكستان عازم تاشكند
شد. ضمنا همكاری با مجله پيام نور را آغاز كرد و
در
همين سال مراسم بزرگداشت صادق
هدايت در انجمن فرهنگی ايران و شوروی برگزار شد.
در
سال 1328 براي شركت در كنگره
جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به
دليل
مشكلات اداری نتوانست در كنگره
حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19
فروردين 1330 در همين
شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت
كه خود را
از رنج زندگی رهانيد و
مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او
تمام مدت
عمر كوتاه خود را در
خانه پدری زندگی كرد.
|
|
شرح حال صادق هدایت به قلم خودش
من همان قدر از شرح حال خودم
رم میکنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه.
آیا
دانستن تاریخ تولدم به درد چه
کسی میخورد؟ اگر برای استخراج زایچهام است، این
مطلب فقط باید طرف توجه
خودم باشد گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجمین
مشورت
کردهام اما پیش بینی آنها
هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ
خوانندگانست
باید اول مراجعه به
آراء عمومی آنها کرد چون اگر خودم پیش دستی بکنم
مثل این است
که برای جزییات
احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قایل شده باشم به
علاوه خیلی از جزییات
است که همیشه انسان سعی
میکند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و
ازین جهت
مراجعه به عقیدهٔ خود
آنها مناسب تر خواهد بود مثلا اندازهٔ اندامم را
خیاطی که
برایم لباس دوخته بهتر
میداند و پینه دوز سر گذر هم بهتر میداند که کفش
من از
کدام طرف ساییده میشود. این
توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان
میاندازد که
یابوی پیری را در معرض
فروش میگذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند
جزییاتی از سن
و خصایل و عیوبش نقل
میکنند.
از این گذشته شرح حال من هیچ نکتهٔ برجستهای در
بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی
در آن رخ داده نه عنوانی داشتهام
نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه
در مدرسه شاگرد
درخشانی بودهام بلکه بر عکس
همیشه با عدم موفقیت رو به رو شدهام. در اداراتی
که کار کردهام همیشه عضو
مبهم و گمنامی بودهام و روسایم از من دل خونی
داشتهاند به طوری که هر
وقت استعفا دادهام با شادی هذیان آوری پذیرفته
شدهاست روی هم رفته موجود
وازدهٔ بی مصرفی قضاوت محیط دربارهٔ من میباشد و
شاید هم حقیقت در همین
باشد. |
 |
منابع
سایت رسمی دفتر هدایت
|
نقاشی های هدایت

اهورامزدا

عکس رخ یار

آهوی تنها

منظره
|