خانه Mohammad Hejazi Moti Al Dowle

ارسال پیام
فهرست الفبایی

مجموعه آثار

هما 1306

پریچهر 1308

زیبا

آیینه

اندیشه

محمود آقا را وکیل کنید

ساغر

آهنگ

پروانه

سرشک

 

محمد حجازی
 

محمد حجازی مطیع الدوله در فروردین ماه 1280 در تهران به دنبا آمد. پدرش، سید نصرالله مستوفی، وزیر کشور، اهل تفرش و از مستوفیان معروف بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه سن لویی تهران به پابان برد و چهارده سال بیشتر نداشت که پدرش درگذشت و او از جوانی وارد خدمت دولت شد. در سال 1300 از طرف وزارت پست و تلگراف به اروپا رفت و هشت سال در آنجا گذراند و پس از مراجعت به ایران، باز مدتها در آن وزارتخانه یکی از اعضای عالی رتبه و دارای مناسب و مشاغل عمده بود و در سال 1311 مجله پست و تلگراف و تلفن را منتشر کرد

حجازی در سازمان پرورش افکار، اداره کمیسیون مطبوعات و اداره مجله ایران امروز، ارگان آن سازمان را، که وظیفه آن تبلیغ و تقویت از سیاست وقت بود، به عهده داشت

وی عضو پیوسته فرهنگستان ایران، رئیس انجمن فرهنگی ایران و پاکستان، رئیس بهداشت روانی و سلامت فکر، و پس از حوادث شهریور 1320 ، چندی رئیس اداره کل انتشارات و تبلیغات ایران و در ادوار چهارم و پنجم، سناتور انتخابی تهران بود. بارها به اروپا رفت و سفری نیز به هندوستان و امریکا کرد

او که مدتی به علت سکته ناقص مغزی در حال اغما به سر می برد، سرانجام در دهم بهمن 1352، که 73 سال از سنین عمرش گذشته بود، در بیمارستان، دیده از جهان فرو بست

حجازی از سال 1300 قدم به عالم نویسندگی نهاد و در پاریس بود که نخستین داستان خود را به نام هما به قلم آورد.
او در سال 1308 رمان پریچهر را اننشار داد و پس از آن رمان قطور و مفصل زیبا را پدید آورد و بعدها جلد سومی به آن اضافه کرد. او در چهره پریچهر و زیبا خواننده را با زنان مستغرق در فساد، که در دامان خانواده های اشرافی به ناز و نعمت پرورش یافته اند، آشنا می کند. این رمانها مثل همه کارهای حجازی، جنبه اخلاقی و آموزشی دارد

 

پس از نشر این سه رمان، حجازی حکایت های زیادی نوشت که در مجلات ایران چاپ شد و بعد نویسنده آنها را در مجموعه ای گرد آورد. نخستین مجموعه او به نام آیینه در سال 1312 منتشر شد و سپس در سال 1319 اقدام به انتشار مجموعه ای به نام اندیشه کرد
 

او در مصاحبه ای با روزنامه اطلاعات در مورد سبک نویسندگی خود می گوید :

"من خودم خیلی می گشتم ببینم چه سیکی را پیروی می کنم. بدون اینکه خودم منوجه باشم، دیدم از همه نوشته های من قصد نیکوکاری، تلقین به خیر، راهنمایی به خیر برمی آید. مثل اینکه قصد من این است که خواننده را خوبتر و خوشتر بکنم، به دلیل این که من بلاهای جانداران، حتی اجسام این دنیا را درک می کنم، و رنج می برم وقتی نی بینم که مخلوق این دنیا، و بخصوص انسانها، گرفتار چه رنجهای عجیب و غریبی هستند، وظیفه وجدانی خود می دانم که هرچه بتوانم از این رنجها و دردها بکاهم"

 

کنابنامه

از نیما نا روزگار ما. یحیی آرین پور

نویسندگان

شاعران
دانشمندان
فیلمسازان

هنرپیشگان

خوانندگان
موسیقیدانان
تصویرگران
سیاستمداران
ورزشکاران
و دیگران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 


Website Counter