خانه   Gholam Hossein Saedi - GoharmoradGholam Hossein Saedi

ارسال پیام
فهرست الفبایی
مجموعه آثار
داستان
مرغ انجیر 1335
خانه های شهر ری 1336
گدا 1341
عزاداران بیل 1343
دندیل 1345
واهمه های بی نام و نشان  1346
ترس و لرز 1347
توپ 1347
شب نشینی باشکوه 1349
تاتار خندان 1353
غریبه در شهر 1355
گور و گهواره 1356
عافیتگاه 1357
کلاته نان 1357

نمایشنامه
لیلاج 1336
قاصدک ها 1338
کار بافک ها در سنگر 1338
شان فریبک 1340
کلاته گل 1340
عروسی 1341
ده لال بازی 1342
انتظار 1343
بهترین بابای دنیا 1344
چوب به دستان ورزیل 1344
پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت 1345
خانه روشنی 1346
دیکته و زاویه 1347
فصل گستاخی 1348
پرواربندان 1348
وای بر مغلوب 1349
جانشین 1349
چشم در برابر چشم 1350
مار در معبد 1352
عاقبت قلم فرسایی 1354
ضحاک 1355
آی باکلاه، آی بی کلاه 1357
جانشین 1357
ماه عسل 1357
ما نمی شنویم 1357
اتللو در سرزمین عجایب

تک نگاری
ایلخچی 1342
خیاو یا مشکین شهر 1343
اهل هوا 1345

ترجمه
شناخت خویش ـ آرتور جرسیلد
قلب ، بیماری های قلبی و فشار خون ـ بله کسلی
آمریکا، آمریکا ـ الیا کازان



غلامحسین ساعدی ـ گوهرمراد

 

غلامحسن ساعدی روز شنبه 13 دی ماه 1314 در شهر تبریز در خانواده ای به قول خودش بد حال به دنیا آمد. پدرش  علی اصغر کارمند بود و مادرش طیبه خانه دار. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه بدر  تبریز و دوره متوسطه را در  دبیرستان منصور  به اتمام رساند. سپس تحصیلات خود را در دانشکده پژشکی دانشگاه تبریز ادمه داد . در سال 1341 راهی تهران شد و خدمت سربازی اش را صورت سرباز صفر آغاز کرد. گرایش روان‌پزشکی را در تهران به پایان رساند و در بیمارستان روانی به کار مشغول شد. در سال 1341 مطب خود دلگشا را در جنوب شهر تهران افتتاح کرد.
ساعدی فعالیت هی سیاسی خود را از نوجوانی با پیوستن به شاخه جوانان حزب دمکرات آدربایجان شروع کرد.  پس از کودتای 28 مرداد 1332 چند ماهی را در زندان به سر آورد.
 در باره انتخاب نام مستعار گوهر مراد میگوید: «در پشت خانه مسکونی مان در تبريز گورستانی متروک بود که گاه ساعت ها در اين گورستان قدم می زدم و در يکی از دفعات چشمم به گور دختری به نام گوهر- مراد افتاد که بسيار جوان از دنيا رفته بود، و همانجا تصميم گرفتم تا از نام او به عنوان نام مستعارم استفاده کنم. »
 ساعدی کار نوشتن را از 17 سالگی با  به عهده گرفتن مسئولیت روزنامه های فرياد، صعود و جوانان آذربايجان ، آغاز کرد و به درج مقاله و داستان در اين سه روزنامه و روزنامه  دانش آموز چاپ تهران، پرداخت.  در سال 1325 همکاری با نشریه سخن را آغاز کرد و و كتاب‌هاي مرغ انجير و پيكماليون را در تبريز انتشار داد. از اين سال به بعد شروع به نوشتن و منتشر كردن نمايش‌نامه و داستان‌های كوتاه كرد. در 1341 با كتاب هفته و مجله آرش همکاری خود را شروع كرد.  او همچنین با شاملو در چاپ نشریه ایرانشهر در لندن همکاری  داشت. Gholamhossein Saedi - Goharmarad
ساعدی  از جمله نامدارانی است که فضای روشنفکری ایران را  در سال های 1330 تا 1357 ساخت. به خصوص دوران وحشت سال های 50 به روشنی در آثار او بازتاب یافته است.  او همراه با گروهی از روشنفکران  در سال 1352 نشریه الفبا را انتشار داد. . در همین سال در حین تهیه تک نگاری شهرک‌های نوبنیاد توسط ساواک دستگیر و به زندان قزل‌قلعه و بعد اوین منتقل شد و یک سال در سلول انفرادی شکنجه شد.  پس از آزادی از زندان سه داستان گورو گهواره، فیلمنامه عافیتگاه، داستان کلاته نان، را نوشت و در سال 1357 به دعوت انجمن قلم امریکا روانه این کشور شد که سخنرانی‌های متعددی در این کشور انجام داد. در اوایل زمستان سال 1357 به ایران بازگشت.
در سال 1357 پس از بازگشتش به ایران ، به همراه گروهی از نویسندگان شیفته و فعال در مسئله آزدی قلم، اقدام به فعال نمودن کانون نویسندگان ایران ـ که او خود از پایه گذاران اولیه اش بود ـ  کرد.  او به همراه احمد شاملو ، از مدافعان اخراج اعضای حزب توده از کانون نویسندگان بود.
ساعدی در سال 1361 پس از دورانی که به طور اختفا در ایران زندگی می کرد، اقدام به مهاجرت نمود و به پاریس رفت.  او در همین یال با بدری لنکرانی ازدواج کرد. ساعدی از جمله فعلان تاسیس کانون نویسندگان ایران در تبعید بود. . طی سال‌های 61 – 1364 در پاریس اقدام به انتشار مجله الفبا کرد و چند نمایشنامه و فیلمنامه و داستان نیز نوشت
او هرگز به غربت خو نگرفت و با محیط زندگی خود بسیار بیگانه بود. تنها چیزی که به او امید زندگی می داد، نوشتن بود.  او در طی سی سال بیش از 30 داستان کوتاه، هفت رمان ، سه تک نگاری، و تعداد بسیاری نمایشنامه  نوشت.
نماشینامه های او سال ها بر روی صحنه تئاتر بود. فیلم گاو، اثر مهرجویی، آرامش در حضور دیگران ساخته ناصر تقوایی و دایره مینا، ساخته داریوش مهرجویی بر اساس نوشته های اوست.
ساعدی در سحرگاه دوم آذرماه سال 1364 شمسی، پس از تحمل يک دوره سخت بيماری، به علت خونریزی دستگاه گوارش در فرانسه، در بيمارستان «سنت آنتوان» پاريس درگذشت. و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
ساعدي به عنوان نويسنده‌ای صاحب سبك در عرصة ادبيات ايران مطرح شده است. ادبيات ساعدی ادبيات زمانه هراس (دهة 50 ) است. از اين‌رو، ترس از تهاجمی غريب‌الوقوع تمامی داستان‌هايش را فرا مي‌گيرد. مضحكه‌ای تلخ به اعماق اثر رسوخ مي‌كند و موقعيتی تازه پيدا می‌كند. وموقعيتی تازه پديد مي‌آورد. غرابت برخواسته از درون زندگی بر فضای داستان چيره می‌شود ونيرويی تكان‌دهنده به آن می‌بخشد. ساعدی از عوامل وهم انگيز برای ايجاد حال وهوای هول وگم گشتگي بهره مي‌گيرد وفضاهای شگفت و مرموزی می‌آفريند كه در ميان داستان‌های ايرانی تازگي دارد. در واقع، از طريق غريب نمايی واقعيت‌ها، جوهره دروني واز نظر پنهان نگه ‌داشته آن‌ها را بر ملا مي‌كند و به رئاليسمی دردناك دست می‌يابد.
Saedi
 
منابع:
http://fa.wikipedia.org/wiki
http://www.persiancultures.com
http://www.dibache.com