خانه  Dar GolestanehDar Golestaneh - Shahram Nazeri - Houshang Kamkar - Sohrab Sepehri
ارسال پیام
فهرست الفبایی
 

در گلستانه ـ  به مناسبت شصتمین سال تولد سهراب سپهری

 
 

 

1.موسیقی
2.دکلمه
3آواز
4.آواز
5.کر و آواز             قسمت اول: بخش 1ـ7
6.دکلمه
7.موسیقی
8.موسیقی
9.دکلمه ، آواز و کر   قسمت دوم: بخش  8ـ11
10.آواز
11.موسیقی و آواز
12.دکلمه               قسمت سوم: بخش 12
13.آواز                 قسمت چهارم: بخش 13
14.شهیدان خدایی


 در گلستانه
اشعار: سهراب سپهری
موسیقی : هوشنگ کامکار
آواز : شهرام ناظری
دکلمه اشعار: احمدرضا احمدی
کر: گروه کر مرکز سرود

گروه نوازندگان
منوچهر انصاری: ویلون
خاچیک بابایان: ویلون
همایون رحیمیان: ویلون
بهروز وحیدی آذر: ویلون
مهدی جوانفر: ویلون
ارسلان کامکار: ویلون
سیاوش ظهیرالدینی: ویلون آلتو
نوروز یزدانی: ویلون آلتو
کریم قربانی: ویلون سل
علیرضا خورشیدفر: کنترباس
ابراهیم نظری: فلوت
فرشید حفظی فرد: ابوا
اکبر محمدی: کلارینت
محمد احمدیان: فاگوت
جاوید مجلسی: هورن
کیومرث میردادیان: ترمپت

سیامک نعمت ناصر: سه تار
اردشیر کامکار: کمانچه
بیژن کامکار: دف
ارژنگ کامکار: تمبک
اردوان کامکار: سنتور

نقاشی روی جلد: آیدین آغداشلو
خوشنویس: بیژن بیژنی
عکس: کریم امامی
کامپیوتر گرافیک: علی بوستان
صدابردار: منوچهر ریاحی

تاریخ ضبط: 1366


بخش دوم
شهیدان خدایی
آهنگساز: هوشنگ کامکار
ارکستر سمفونیک تهران
رهبر: حشمت سنجری
تکخوان: بیژن کامکار
شعر: مولانا
تاریخ ضبط : 1361

Sohrab Sepehri - Dar Golestaneh

در گلستانه اثری است در سبک "موسیقی ملی ایران" که برای ارکستر سمفونیک، آواز سلو، گروه کر به همراهی سازهای سنتتی سنتور، سه تار، کمانچه و ساز عرفانی دف بر روی  اشعاری از سهراب سپهری تصنیف شده است. منظور از "موسیقی ملی ایران" همانا استفاده از عوامل و ویژگی های موسیقی سنتی فولکلور ایران به عنوان هسته اصلی تلفیق آن با جنبه های تکنیکی و فنون آهنگ  سازی موسیقی علمی جهانی " مانند کنترپوان، هارمونی، ارکستراسیون و به کارگیری انواع سازها" است. غیر از مسئله "هارمونیزه"  کردن و به کارگیری تدابیر کنترپوانیک و تکنیک های آهنگ سازی موسیقی علمی در این اثر سعی شده است که تا حد امکان  حالات موسیقی سنتی ایران با شعر نو به خصوص شعر "سهراب سپهری"  که دارای ویژگی های خاصی در میان شاعران  نوپرداز بعد از نیماست مطابق و هماهنگ گردد. البته  هماهنگی موسیقی به خصوص قسمت های آوازی با شعری که سال هاست تحول چشمگیری یافته است کار چندان ساده ای نیست و این تطابق تکنیکی نمی تواند  با یک یا دو اثر انجام پذیرد، بلکه نیاز به کار مداوم و همکاری دیگر آهنگ سازان "موسیقی ملی ایران" دارد.  زیرا موسیقی سنتی ما به علل گوناگون سال های متمادی است که به همان شیوه مرسوم اجرایی "مونوفونیک (یک صدایی)، و با اشعار کلاسیک ارائه می شود.
قطعه "در گلستانه" بر اساس دستگاه یا تنالیته به خصوصی تصنیف نشده است، بلکه در آن "مدولاسیون" های مختلفی مطابق با محتوی شعر صورت پذیرفته که به ترتیب از اصفهان شروع و اشاراتی به چهارگاه، دشتی، شور، بیات ترک، ماهور، افشاری و بالاخره در مد ماهور به پایان می رسد.
این اثر بیشتر توصیفی بوده و در آن تصاویر صوتی  تا حد امکان بیان گر فضای شعر و کلمات می باشند. رنگ سبز، آب، دشت، کوه، اندوه و حالات عرفانی به وسیله رنگ آمیزی مختلف سازها، پاساژها و افه های ارکستری به تصویر کشده می شوند. توجه به رنگ صوتی خالص هر یک از سازها و "هارمونی مدال" و تلفیق آن با نغمات موسیقی سنتی و همچنین  نحوه به کارگیری جدید آواز سلو  از دیگر ویژگی های این اثر است. بنابراین نقش ارکستر و ترکیبات مختلف ازها اهمیت خاصی یافته و برخلاف نحوه اجرایی موسیقی سنتی و دیگر انواع موسیقی ایرانی، موسیقی خالص ارکستری با قسمت های آوازی در مقام یکسانی قرار گرفته، و هیچکدام بر دیگری ارجحیتی ندارند.
فرم کلی در گلستانه به صورت "اپیزودیک" و در عین حال سیکلیک (ادواری) بوده و تم های به خصوصی که  یادآور تصاویر شعر هستند به منظور وحدت فرمی در مکان های مختلف ظاهر شده و در پایان همان حالت پرابهام و آسمانی ابتدای قطعه تکرار می گردد. این اثر دارای چهار قسمت مشخص با تنالیته های مختلف بوده و هر یک به فضای به خصوصی از شعر اختصاص یا��ته است.
قسمت اول: با حالتی آرام و هارمونی مبهم و ساکن که گویای دشت های فراخ می باشد به صورت زمینه تصاویر صوتی پرندگان شروع و سپس بلندای کوه ها و عمق دره ها را با اوج گرفتن ارکستر از بم ترین صوت به زیرترین آن نشان می دهد. تم "یادآور مرگ" که در ابتدای این قسمت در ساز کلارینت معرفی می شود، بر سرتاسر قطعه ساله افکنده و گه گاه برای یادآوری در نقاط گوناگون ظاهر می شود. ملودی  های اصلی این قسمت از آواز اصفهان شروع ، پس اشاراتی به چارگاه در مد دشتی خاتمه می یابد.
قسمت دوم:  در مایه دشتی با نوای ملایم ابوای سلو که تداعی کننده رنگ سبز است آغاز می گردد. در این قسمت به خاطر فضای خاص شعر به رنگ آمیزی تک تک سازها توجه ویژه ای شده  است و در آن "آرپژها" ی سنتور قطرات آب و لغزش سوسمار را مجسم می سازد. پس از پاساژهای قوی و هیجانی ارکستر صدای دهل فضای شاد روستایی همراه ملودی های ساده و پر تحرک سازهای ایرانی و ابوا تداوم جدیان زندگی را با دیدن شقایق ها نوید می دهد. یکی از بارزترین بیان تصاویر صوتی این قسمت بر روی کلمه "هیچ" است که در آن به جز خواننده سلو تمام سازهای ارکستر سکوت دارند. پس از "مدولاسیون" های مختلف  به مد ماهور ـ دو و ماهور ـ  سل، آواز سلو در گوشه عراق بر روی اکمپانیمان ارکستری شروع  و پس از اشاره ای به عراق افشاری بلافاصله در مد ماهور به قسمت سوم می پیوندد.
قسمت سوم: با حالتی شاد در مایه ماهور ارائه شده و پای دف ها و گروه کر بدان حالتی عرفانی بخشیده است. آواز سلو و گروه کر در این قسمت نقش عمده ای را به عهده داشته و پس از پنددین بار تکرار بر حالت انسانی و عرفانی آن تاکید می شود.
قسمت چهارم: که نسبتا کوناه تر است کلا در مد ماهور بوده و با اصوات انسانی گروه کر به صورت زمینه و بر روی آن آواز سلو با  آخرین سطر شعر "دورها آوایی است که مرا می خواند" ادامه می یابد. در این قسمت صدای انسانی محاط بوده و به جز پیتسیکاتو های کنتریاس که ضربان قلبی مضطرب را مجسم  می سازد صدای هیچ ساز دیگری به گوش نمی رسد. این ضربان در زیر آوای گروه کر به تدریج از تپش افتاده و در َآخرین مرحله پاساژ سریع و صعودی زهی ها پرواز به آسمان و محو شدن در وجود نامتناهی طبیعت را مجسم نموده و بالاخره قطعه در حالتی اسرارآمیز و گنگ همانند شروع با نوانسی آرام و مرده هماه ملودی کوتاه کلارینت که یادآور مرگ است  به پایان می رسد.

هوشنگ کامکار